و ديگر از احوالات حارث بن كلده احتجاجى « 1 » است كه با امير المؤمنين على عليه السّلام كرده است . و آن قصّه در ذيل معجزات على عليه السّلام مسطور مىشود ان شاء اللّه .
ملوك مازندران جلوس آذر ولاش در مملكت طبرستان هم در سال اول هجرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بوده
چنان صواب مىنمايد كه در ذيل قصّهء ملوك مازندران ، بعضى از بلاد و امصار آن مملكت را شناخته داريم .
[ وجه تسميه مازندران ]
همانا لفظ ماز به معنى چين و شكنج است ، چنان كه منوچهرى گويد :
« بيت »
برآمد ز كوه ابر مازندران * چو مار شكنجى و مازاندران
و اين كوه كه از گيلان به جاجرم مىگذرد ، از بهر آن پيچ و تاب كه در اين كوه است ، در پيشين زمان ، ماز ناميده شد . و اين آبادانىها كه از پس كوه ماز واقع است ، اندر ماز است . از اين روى اين آبادانىها را مازندران و مازاندر گفتند ، يعنى : اندر ماز . و اين جمله را طبرستان گويند .
[ رويان ]
و اعظم شهرهائى كه در جبال طبرستان بوده ، رويان نام دارد . و عمارت اين شهر را ملك الملوك عجم ، منوچهر كرده .
هامش
( 1 ) . احتجاج : مباحثه كردن و دليل آوردن .