سخن گفتن گرگ
و هم در اين سال نخستين هجرت ، در بيرون مدينه گرگى به ميان گله درآمد ، و گوسپندى بربود ، و راعى « 1 » بدويد و گوسپند را بازگرفت ، گرگ بر سر تلى برآمد ، و دم خويش را در ميان هر دو ران نهاده بنشست ، و به زبان فصيح گفت : رزقى كه خداى مرا داده بود ، از من گرفتى . راعى در عجب شد و گفت : سوگند با خداى كه چونين روز نديدم ، كه گرگ سخن كند . گرگ گفت : از اين عجبتر آن است كه : مردى در مدينه در ميان نخلستان و سنگستان جاى كرده و خبر مىدهد از گذشته و آينده .
راعى مردى از يهود بود ، چون اين سخن بشنيد ، گوسپندان را بگذاشت و به نزديك رسول خداى آمد ، و اين قصّه بگفت . آن حضرت فرمود : اين علامتى است از علامات قيامت . زود باشد كه مرد از خانه خويش شود و هنوز باز نشده باشد كه نعلين و تازيانه او وى را خبر دهند از آنچه اهل او در خانه كرده باشند .
فرض روزه عاشورا
و هم در اين سال نخستين هجرت ، در حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله باز نمودند كه جماعت يهود در روز عاشورا روزه گيرند ، از بهر آنكه خداى فرعونيان را در اين روز غرفة موج بلا گذاشت . و موسى عليه السّلام به شكرانه روزه بداشت . آن حضرت فرمود :
نحن أحقّ و أولى باحياء سنّة أخى موسى منكم .
پس آن روز را روزه داشت و فرمود : تا اصحاب روزه گيرند و چون روزه شهر رمضان فرض شد ، آن مبالغت در حكم روزه عاشورا نماند و علماى عامه ، هماكنون روزه عاشورا را سنت دانند . و از پيغمبر روايت كنند كه : فرمود خداوند بارى گناهان يك ساله را بر روزه اين روز معفو « 2 » دارد .
و گويند مستحب است روز تاسع « 3 » را نيز با عاشورا يار كنند ، زيرا كه پيغمبر در
هامش
( 1 ) . راعى : شبان ، چوپان
( 2 ) . معفو داشتن : بخشيدن ، آمرزيدن
( 3 ) . تاسع : روز نهم و عاشر : روز دهم هر ماه را گويند ولى تاسوعا و عاشورا در نزد مسلمين و بلكه در لغت هم مختص بروز نهم و دهم ماه محرم است .