تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
مقدمه « 1 » گماشت و ساقه « 2 » لشكر را به مقداد بن عمرو سپرد . و از آن سوى قريش نيز صفها برآراستند : خالد بن وليد با پانصد ( 500 ) تن ميمنه گرفت و عكرمة بن أبى جهل با پانصد ( 500 ) تن در ميسره بايستاد ؛ و صفوان بن اميه به اتفاق عمرو بن العاص سالار سواران گشت ؛ و عبد اللّه بن ربيعه قائد تيراندازان شد ؛ و ايشان صد ( 100 ) تن كماندار نام‌آور بودند و شترى را كه بر آن بت هبل را حمل داده بودند از پيش روى بداشتند ، چه هنگام خروج از مكه ، أبو سفيان هبل را براى نصرت برداشت . مع القصه زنان را از پس پشت لشكريان انجمن كردند و ابو سفيان در پيش روى لشكر عبور همىكرد و گفت : اى مردمان اگر از بهر دين جنگ نخواهيد كرد از بهر كشتگان بدر و اين عورتان جنگ كنيد تا مبادا به دست بيگانگان اسير شوند ؛ و رايت جنگ را به طلحة بن ابى طلحه سپرد . در اين وقت رسول خداى پرسش فرمود : كه رايت كفار را حامل كيست ؟ گفتند از قبيلهء بنى عبد الدّار . فرمود : نحن أحقّ بالوفاء منهم . پس گفت : مصعب بن عمير كجاست ؟ عرض كرد : اينك حاضرم . فرمود : بگير اينك رايت نصرت است . پس مصعب علم بگرفت و از پيش روى آن حضرت همىبود . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دو زره در بر داشت و دو شمشير حايل فرمود كه يكى از آن ذو الفقار بود . به روايت آنان كه گويند : ذو الفقار را رسول خداى در احد به امير المؤمنين على داد و اين سخن را راقم حروف ضعيف مىدانست ؛ زيرا كه ذو الفقار را آن حضرت در بدر به على داد ؛ چنان كه مذكور شد و شمشير ديگر را « حيد » نام بود .
هامش
( 1 ) . مقدمه : جلو ( 2 ) . ساقة : دنبال