تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
محمّد بن مسلمه گفت : يا رسول اللّه اگر فرمائى او را به قتل آرم ؟ فرمود : روا باشد . عرض كرد : اجازت است كه هر چه خواهم بگويم ؟ فرمود : باكى نيست ؛ لكن با سعد بن معاذ مجاور باش . پس محمّد بن مسلمه بعد از مشاورهء با سعد ، أبو نائله و هو سلطان بن سلامة بن وقش از جماعت بنى عبد الاشهل و عبّاد بن بشر و حارث بن أوس بن معاذ و أبو عيس بن جبير را برداشته آهنگ منزل كعب كردند . و اين أبو نائله با كعب برادر رضاعى بود ، و به روايتى محمّد نيز با او اين نسبت داشت . بالجمله نخستين أبو نائله به خانهء كعب دررفت و كعب مقدم او را گرامى داشت و زمانى با يكديگر سخن به شعر كردند ، آنگاه أبو نائله تشبيب « 1 » مقصود كرده سخن درانداخت كه اين مرد بلائى بود كه بر ما فرود شد ، اينك در قصد ما تيرهاى تمام قبايل به يك زه كمان است و طريق تجارت و سود از همه جهت مسدود باشد ، با اين همه هر زمان از ما صدقه طلب كنند و حال اينكه معاش خويش را در تعب مىباشيم . كعب گفت : هنوز بدانچه بايد نرسيده‌ايد ؟ سوگند با خداى كه ادراك ملالت خواهيد كرد ، اكنون بگوى كه مردم مدينه با او از چه درند ؟ گفت : اين قدر هست كه رعايت آن بيعت را كه از نخست بسته‌اند چند روزى متابعت دارند ، دير نباشد كه از حمايت او دست بازدارند . كعب شاد شد . و أبو نائله هنگام يافت ، گفت : چند تن را كه با من همدست و همداستانند حاجتى افتاد ، اينك از تو طعامى به وام مىخواهيم و آنچه فرمائى گروگان مىنهيم . كعب گفت : زنان خويش را بر من گذاريد . أبو نائله گفت : اين نتوان كرد ، تو در همهء عرب به جمال جميل مثلى ، همانا زنان فريفتهء تو شوند . گفت : پسران خويش را بسپاريد . هم أبو نائله گفت : روا نباشد ؛ زيرا كه ايشان را ذلّتى حاصل شود و مردمان گويند : شما به گروگان رفته‌ايد . اگر خواهى سلاح خويش را مرهون « 2 » تو سازيم و شب هنگام بياوريم . كعب بپذيرفت . و أبو نائله از سراى او بيرون شده ، به اتفاق ياران خود به حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و صورت حال بازنمود .
هامش
( 1 ) . تشبيب : غزل گفتن يعنى صورت و جمال زنى و حال خود را با وى از عشق گفتن و آغاز كردن ، و اين نوع را در ابتداى اشعار به عنوان مقدمه ذكر مىكرده و سپس وارد مقصود مىشده‌اند . ( 2 ) . مرهون : گروگان