حضرت را سخنان عقيل به تبسّم آورد . آنگاه رسول خداى شقران مولاى خويش را به نگاهبانى ايشان مأمور فرمود و حكم داد تا شهداى لشكر را احتياط كنند .
[ شهداى بدر ]
چون بر رسيدند چهارده ( 14 ) تن شهيد بودند : شش ( 6 ) تن از مهاجرين : اول :
عبيدة بن الحارث . دويم : عمير ابن ابى وقّاص و او ( 16 ) شانزدهساله بود ، از جماعت بنى زهره به دست عمرو بن عبد ودّ فارس الاحزاب شهيد گشت . سيم :
عمير بن عبد ودّ ذو الشّمالين ، حليف بنى زهره و او به دست ابو اسامة الجشمى شهيد شد . چهارم : عاقل بن ابى البكير از جماعت بنى عدىّ بن كعب سى و چهار ( 34 ) سال داشت و به دست مالك بن زهير الجشمى شهيد گشت . پنجم : مهجع مولاى عمر بن الخطّاب و او را عامر الحضرمى شهيد ساخت ؛ و از شهداى مهاجرين او نخست كس بود . ششم : صفوان بن بيضا و او را طعيمة بن عدىّ شهيد نمود .
و از جماعت انصار هشت ( 8 ) كس شهيد گشت : اول : مبشّر بن عبد المنذر و او را أبو ثور شهيد نمود . دويم : سعد بن خيثمه و او را عمرو بن عبد ودّ و به روايتى طعيمة بن عدىّ شهيد ساخت ؛ و اين دو كس از جماعت بنى عمرو بن عوف بودند . سيم :
حارثة بن سراقه و او را در جنگ ، حبّان بن العرقه تيرى بر حنجر بزد و بكشت ، مادر حارثه در مدينه بود ، چون اين بشنيد گفت : اگر جاى فرزند من در بهشت باشد ، هرگز بر او نوحه نكنم و به حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : آيا جاى حارثه در جنّت است ؟ حضرت پيغمبر فرمود : از براى او جنتهاست . مادر حارثه گفت : هرگز بر او نخواهم گريست ، و حارثه از جماعت بنى عدىّ بن النّجار بود . چهارم : معاذ بن عفرا و او از بنى مالك بن النّجار بود . پنجم : عمير بن الحمام بن الجموح و او به دست خالد بن الاعلم العقيلى شهيد شد و از قبيلهء سلمة بن حزام بود . ششم : از قبيلهء بنى زريق ، رافع بن المعلّى بود و او به دست عكرمة ابن ابى جهل شهيد گشت . هفتم :
يزيد بن الحارث بن فسحم از قبيلهء بنى الحارث بن الخزرج بود و او به دست نوفل بن معاوية الدئلى شهيد گشت . هشتم : عوف بن عفرا ، به دست أبو جهل شهيد شد و به روايتى انسه آزاد كردهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، شهيد هشتم است . و هم گفتهاند : معاذ بن ماعص