و حمزة بن عبد المطّلب به اتفاق موالى رسول خدا ابو كبشه و انسه شترى داشتند و عبيد بن حارث و طفيل و حصين « 1 » پسرهاى حارث و مسطح بن اثاثه شترى داشتند ؛ و ديگر معاذ و عوف و معوّذ ، پسرهاى عفرا با عبد خود ابو الحمراء شترى داشتند . ابى بن كعب و عمّارة بن حزم و حارثة بن نعمان بر شترى بودند ؛ خراش بن صمّه و قطبة بن عامر بن حديده و عبد اللّه بن عمرو بن حزام بر شترى بودند ؛ و عتبة بن غزوان و طليب بن عمير شترى داشتند ، مصعب بن عمير و سويبط بن سعد بن حرمله و مسعود بن ربيع را شترى بود و عبد اللّه بن كعب و ابو داود ماذنى و سليط بن قيس را شترى بود و قدامة بن مظعون و عبد اللّه بن مظعون و سايب بن عثمان شترى داشتند .
ابو بكر و عمر و عبد الرّحمن بن عوف شترى داشتند و سعد بن معاذ و برادر و برادرزادهاش و حارث بن اوس و حارث بن انس را شترى بود ؛ و سعيد بن زيد و سلمة بن سلامة بن وقش و عباد بن بشر و رافع بن زيد را شترى بود و زاد ايشان يك صاع « 2 » تمر بيش نبود و معاذ بن رفاعه و خلّاد بن رافع و عبيدة بن يزيد بن عامر ، شترى داشتند .
چون به منزل روحا درآمدند ، شتر ايشان از راه درآمد و بخفت و بناليد . خلّاد گفت : خدايا بر ذمّت نهادم « 3 » كه اين شتر چون ما را باز مدينه آرد ، در راه تو نحر كنم .
در اين وقت پيغمبر بر ايشان بگذشت و ماجرا بدانست ، پس آن حضرت قدرى آب در دهان مبارك كرده بگردانيد و در ظرفى بريخت و از آن آب اندكى در دهان شتر كردند و مقدارى بر سر و گردن و شانه و كوهان و عجز « 4 » آن افشاندند در آن زمان آن شتر برخاست و راه برگرفت . هنگام مراجعت در پايان مدينه ، شتر حرونى « 5 » گرفت و به مصلّى آمده بخفت . پس آن را نحر كردند و گوشتش را به مستحقان بذل نمودند .
و چون در منزل روحا فرود شدند ، و اين وقت شب چهاردهم رمضان بود ،
هامش
( 1 ) . اين نام بدين صورت هم آمده : حصين .
( 2 ) . صاع : وزنى است حدود 3 كيلو .
( 3 ) . بر ذمّت نهادم : به گردن گرفتم .
( 4 ) . عجز : ران ، كفل
( 5 ) . حرون : ستورى را گويند كه چموش و بدروش باشد .