و به روايتى چون چشم پيغمبر بر آن اشياء افتاد ، آب چشمش از رخسار مبارك بدويد ، و سر بر آسمان برداشت و فرمود : اللهمّ بارك لقوم جلّ آنيتهم الخزف . « 1 »
زفاف فاطمه و على عليه السّلام
چون از كار اثاث البيت « 2 » پرداختند ، يك ماه على خاموش بود و از شرم در حضرت رسول نام فاطمه بر زبان نمىآورد ، و زوجات مطهرات رسول خداى ، با على عليه السّلام گفتند : يا ابا لحسن چند از بهر زفاف فاطمه خاموش خواهى بود ؟ اگر آزرم پيغمبر دارى ، اجازت ده تا ما در حضرت پيغمبر سخنى درافكنيم .
على رخصت فرمود ، ايشان به گرد پيغمبر درآمدند و از ميانه امّ سلمه عرض كرد :
يا رسول اللّه ! اگر خديجه زنده بود ، ديدگانش به زفاف فاطمه روشن مىگشت ، و چشم فاطمه به ديدار شوهر خويش روشن است و على نيز در طلب اهل خويش است و ما همگان بدين قصه شادمان و شادخواريم . اين تعطيل و تسويف « 3 » از چه در است ؟ « 4 » چون نام خديجه مذكور شد ، پيغمبر بگريست .
ثمّ قال خديجة و أين مثل خديجة صدّقتنى حين كذّبنى النّاس ، و وازرتنى على دين اللّه و أعانتنى عليه بمالها ، انّ اللّه عزّ و جلّ أمرنى أن أبشّر خديجة ببيت فى الجنّة من قصب الزّمرّد و لا صخب فيه و لا نصب . امّ سلمه عرض كرد : هرگز نام خديجه مذكور نشد ، جز اينكه چنين فرموديد : خداى جمع كند ما را با او در درجات جنّت .
پيغمبر فرمود : متوقع چنان است كه على خود از من زوجهء خويش بخواهد ، و تاكنون خواستار نشده . پس على عليه السّلام عرض كرد : الحياء يمنعنى يا رسول اللّه . در اين وقت رسول خداى با زوجات خويش فرمود : هيّئوا لابنتى و ابن عمّى فى حجرى بيتا .
يعنى : از براى دختر من و ابن عمّ من در خانهء من وثاقى « 5 » زينت كنيد .
امّ سلمه عرض كرد : كدام وثاق را بايد زينت كرد ؟ رسول خداى فرمود : در حجره
هامش
( 1 ) . يعنى خدايا بركت ده به مردمى كه بيشتر ظروف آنها سفالين است .
( 2 ) . اثاث البيت : اسباب خانه
( 3 ) . تسويف : دنبال انداختن .
( 4 ) . از چه در است : براى چيست ؟
( 5 ) . وثاق : خانه