تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
دويم هجرت ، نه ( 9 ) سال و ده ( 10 ) روز قمرى باشد . و زفاف آن حضرت نيز در اين ماه بود . و شيخ مفيد و ابن طاوس و جمعى ديگر از علما ، تزويج آن حضرت را شب پنجشنبه بيست و يكم محرم سال سيم هجرت نوشته‌اند . و همچنين بعضى بعد از غزوهء بدر چند روز از شوال گذشته ، بعد از وفات رقيه . و بعضى سه‌شنبه ششم ذيحجه و بعضى خطبه « 1 » آن حضرت را در رمضان و زفاف را در ذيحجه سال دويم گفته‌اند . و بعضى زفاف آن حضرت را در ماه صفر يك سال بعد از هجرت نوشته‌اند و گروهى از مورخين اهل سنّت ، بر آن رفته‌اند كه فاطمه در هنگام زفاف هجده‌ساله بود و اين اختلاف از آن برخاسته كه اگر زفاف آن حضرت در نه سالگى بوده ، لازم آيد كه حضرت امام حسن عليه السّلام را در ده ( 10 ) سالگى آورده باشد . و اين از عادت زنان بعيد است ، جز اينكه گوئيم : از پيغمبرزادگان ، خاصه آن حضرت عجب نباشد - و اللّه اعلم - مع القصه به اتفاق علماى سنّى و شيعه نخستين ابو بكر بود كه روزى در حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله حاضر شده ، فاطمه عليها السّلام را از بهر خود خواستارى نمود ، پيغمبر فرمود : در تزويج فاطمه به حكم وحى خداوند كار خواهم كرد . ابو بكر خاموش شده و به نزديك عمر بن الخطّاب آمد و اين قصّه را مكشوف داشت . عمر گفت : اى ابو بكر ! دانسته باش كه پيغمبر خطبه تو را رد كرده و فاطمه را با تو نگذارد . روزى چند بر اين بگذشت . ابو بكر با عمر گفت : نيكوست كه تو فاطمه را از بهر خود خواستارى كنى ، باشد كه تو را اجابت فرمايد . عمر نيز از اين سخن آرزومند شده و به خدمت پيغمبر آمد و عرض حاجت خويش كرد و همان جواب شنيد كه ابو بكر شنيده بود . لاجرم بازشده به نزد ابو بكر آمد و صورت حال بنمود . ابو بكر گفت : تو نيز بجاى خويش باش كه فاطمه را با تو نگذارند و به اتفاق خاصه و عامه بيشتر از اشراف قريش در طلب تزويج فاطمه تصميم عزم دادند و در حضرت رسول خداى عرض حاجت كردند . و پيغمبر بدان گونه روى مبارك از ايشان برمىتافت كه گمان مىبردند كه آن حضرت را غضب آمد يا آثار وحى به دو ظاهر شود و مىفرمود : تزويج فاطمه به حكم خداى صورت بندد .
هامش
( 1 ) . خطبه : خواستگارى