تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
انصراف يافتم و آغاز فرود شدن كردم ، چون به مقام جبرئيل رسيدم گفت : اى محمّد ، بشارت باد ترا كه بهترين خلق خدائى و ترا امشب بدانجا برد كه هيچ آفريده را نرسانيده ، و گوارا باد ترا اين كرامت ، فراگير اين كرامت را و شكر خداى بگذار كه او منعم است و دوست مىدارد شاكران را ، پس شكر خداى بگذاشتم . و مىفرمايد : در آن شب از ملك الموت خواستار شدم كه قبض روح بر امّت من آسان گيرد ، گفت : بشارت باد ترا كه در شبانروزى چند نوبت از خداى خطاب رسد كه با امّت محمّد سهل و آسان معاملت كن . و مىفرمايد در مراجعت بر ابراهيم عليه السّلام گذشتم و پرسشى نفرمود و چون به موسى در آمدم گفت : بر امت تو چه واجب افتاد ؟ گفتم : در شبانروزى پنجاه ( 50 ) نماز . گفت : من از اين پيش مردمان را شناخته‌ام و بنى اسرائيل را دانسته‌ام ، امّت تو توانائى اين حمل ندارند بازشو و كار امّت را سهل كن . پس من تا به نزديك سدرة المنتهى بازشدم و به سجده در رفتم و طلب تخفيف كردم . پس خداى به فضل خويش ده ( 10 ) نماز را از من و امّت من فروگذاشت . ديگر باره چون به موسى رسيدم فرمود : اين نيز حملى گران است بازشو و كار سهل كن . و من بدين گونه به التماس موسى عليه السّلام همى بازشدم و تخفيف گرفتم و در هر نوبتى خداى ده ( 10 ) نماز از من فروگذاشت تا در نوبت پنجم به پنج ( 5 ) نماز مقرّر گشت . همچنان چون به موسى در آمدم فرمود : هم از اين سهل تر كن . گفتم : شرم مىدارم كه ديگر به خواستارى بر فراز شوم و بر اين پنج نماز صبر مىكنم . پس از خداى مرا ندا آمد كه اى محمّد ، چون بر نماز من صبر كردى من بر اين پنج نماز تو صواب پنجاه ( 50 ) نماز ، تو را و امّت تو را عطا كردم و هر نماز را به ده ( 10 ) نماز پذيرفتم ، هر كس از امّت تو قصد نيكى كند و آن را به كار نبندد از بهر او يك حسنه بنويسم و اگر آن حسنه را به كار بندد بجاى يك ده ( 10 ) بنويسم ؛ اما اگر قصد بدى كند و به كار نبندد بر او ننويسم ، و اگر آن بدى را به عمل آورد يك سيّئه نويسم .

[ اخبار معراج دربارهء حضرت على عليه السّلام ]

و هم از اخبار معرج آن حضرت است كه چون درهاى آسمان گشوده شد
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 574 | لسان الملك سپهر