و هم از آن حضرت آوردهاند كه فرمود : چون به پايهء عرش رسيدم و عظمت آن را بديدم رعبى بر من در آمد ، پس از آنجا قطرها فروچكيد و دهان بگشودم تا آن قطرها بر زبان من افتاد ، سوگند با خداى كه هيچ كس را بر زبان چيزى بدان شيرينى نرفته ، پس علم اوّلين و آخرين به بركت آنم حاصل شد و زبانم را طلاقتى باديد آمد ، از پس آنكه لكنت يافته بود . پس مرا گفتند : خداى خود را ثنا گوى و ملهم گشتم تحيّات لايق و در طريق عامه ، آن كلمات اين است : التّحيّات المباركات الصّلاة الطّيبات للّه ، خطاب رسيد كه السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته گفتم : السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين آنگاه فريشتگان گفتند : أشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد انّ محمّدا عبده و رسوله .
بعد از آن خواتيم سوره بقره را به آن حضرت عطا فرمودند و به روايتى خطاب آمد كه : اى محمّد ،
آمَنَ الرَّسُولُ
« 1 » ايمان آورد به رسول . گفتم : آرى ، فرمان آمد كه و من ؟ يعنى و ديگر كه ايمان آورد ؟ گفتم :
وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
« 2 » .
خطاب آمد كه قد غفرت لك و لامّتك ديگر بخواه تا بدهم ، گفتم :
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
« 3 » فرمان آمد كه كيفر خطا و نسيان را از امت تو برداشتم و از اين افزون آنچه به اكراه از ايشان صادر شود هم از آن درگذشتم و از اين روى آن حضرت فرمود : انّ اللّه تجاوز بى عن امّتى الخطأ و النّسيان و ما استكرهوا عليه .
و بعد از آن گفتم :
رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا
« 4 » يعنى : اى پروردگار ما بار مكن بر ما تكليفات و مشقّات كه بر امم ماضيه بار كردهاى . فرمان آمد كه : چنان كردم كه تو خواستى و اصار « 5 » امم گذشته را بر شما حمل نكنم
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 6 » و به روايتى خطاب آمد كه اى محمد ، تفصيل كن صار امم ماضيه را ، پس آن حضرت تفسير همىنمودند و با چيزى افزون او را عنايت شد .
هامش
( 1 ) . البقره ، 285 : و مؤمنان نيز همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند .
( 2 ) . البقره ، 285 : و مؤمنان نيز همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردهاند .
( 3 ) . البقره ، 286 : پروردگارا اگر غفلتى رفت يا خطا كرديم ما را مؤاخذه مكن ، پروردگارا تكليف سنگينى بر ما قرار مده آن چنان كه بر پيشينيان قرار دادى .
( 4 ) . البقره ، 286 : پروردگارا اگر غفلتى رفت يا خطا كرديم ما را مؤاخذه مكن ، پروردگارا تكليف سنگينى بر ما قرار مده آن چنان كه بر پيشينيان قرار دادى .
( 5 ) . سنگينىها
( 6 ) . الحج ، 78 : در دين مشقّت و تنگنائى براى شما قرار نداد .