مىكنند ، يعنى در عباداتى كه سبب كفّارات گناهان مىگردد و در درجات يعنى عباداتى كه موجب رفع درجات مىگردد ، خطاب آمد كه ما الكفّارات ؟ گفتم : كفّارات مكث است در مسجد بعد از اداى نماز و پياده رفتن است به جماعات و اسباغ وضو است در مكاره و شدايد و هر كس كه اين امور بجاى آورد نيك زندگانى كرده باشد و نيك بميرد و از گناهان خويش چنان بيرون آيد كه گوئيا از مادر زاده باشد .
بعد از آن خطاب آمد كه يا محمّد ، چون نماز گزارى اين دعا بخوان اللّهمّ انّى أسألك الطّيّبات و ترك المنكرات و فعل الخيرات و حبّ المساكين و ان تغفر لى و ترحمنى و اذا اردت بعبادك فتنة فاقبضنى غير مفتون . آنگاه خطاب آمد كه يا محمّد ما الدّرجات گفتم : درجات ، افشاى سلام و اطعام طعام و نماز شب است درحالىكه مردم در خواب باشند .
و هم به روايتى از رسول خداى رسيده كه فرمود : در آن شب با من خطاب آمد كه اى محمد ، من ضامن روزى بندگان خويشم . و امّت تو بر آن وثوق ندارند و دوزخ را براى دشمنان خود آفريدم و ايشان جهد كنند تا بدانجا شوند ، و من عمل فردا از ايشان نمىطلبم و ايشان روزى فردا از من طلب مىكنند ، و رزقى كه براى ايشان مقرّر كردهام به ديگرى نمىدهم ، و ايشان طاعت از براى غير من مىكنند و عزيزكننده و خواركننده منم ، و ايشان اميد به غير من و خوف از غير من دارند ، و من انعام به ايشان مىكنم و ايشان شكر غير من مىگويند .
و هم گفتهاند كه : خطاب آمد كه اى محمّد ، امّت تو طاعت من كنند و عصيان من ورزند و طاعت ايشان به رضاى من است و معصيت ايشان به قضاى من ، آنچه به رضاى من از ايشان صادر شود اگر چه قصور داشته باشد قبول مىكنم ؛ زيرا كه كريمم و آنچه به قضاى من از ايشان صادر شود آن را مىآمرزم و عفو مىكنم زيرا كه رحيمم .
و هم در خبر است كه أوحى اليه كن آيسا من الخلق فليس بايديهم شيء و اجعل صحبتك معى فانّ مرجعك الىّ و لا تجعل قلبك متعلّقا بالدّنيا فما خلقتك لها . « 1 »
هامش
( 1 ) . يعنى به ارادهء پرودگار اگر چه از قدرت و اختيار ايشان خارج نباشد از نظر اينكه هيچ چيز در عالم واقع نشود از خوب و بد . مگر به ارادهء خدا .