تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦

ظهور شق القمر به دست پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شش هزار و دويست و سيزده سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود

چون نام محمّد صلى اللّه عليه و آله بلند شد ، خصمى آن حضرت در قلوب قريش عظيم گشت ، لا جرم روزى ابو جهل بر ابو بكر بن ابى قحافه عبور كرد و گفت : شنيده‌ام كه محمّد همچنان همه روزه مردم خويش را فراهم كرده به يگانگى خداى و رسالت خويش دعوت كند و كار از آن بگذشت كه ما ديگر آزرم او بداريم ، سوگند به لات و عزّى كه فردا با جماعتى از قريش ، حبيب بن مالك را پذيره خواهم شد و او را به ابطح خواهم آورد تا بنى هاشم را حاضر كند و با محمّد از در مناظره بيرون شود . همانا حبيب در تمامت علوم و حكم تواناست و محمّد نتواند با او سخن كرد . آنگاه كه غلبه حبيب را افتاد چهرهء او و مردم او را با مشك و زعفران غاليه دان كنم و روى محمّد و اصحاب او را با سياهى و خاكستر انباشته سازم . هان اى ابو بكر ، تو بر جان خويش بترس كه من بر تو همىترسم . ابو بكر گفت : ان شاء اللّه به خير خواهد بود . و از آنجا به نزد پيغمبر آمده ، كلمات ابو جهل را بگفت . در اين وقت جبرئيل به صورت خويش فرود شد و بر فراز سر رسول خداى بايستاد و او را هزار بال بود و هزار سر و دهان و هزار زبان و با هر يك همىگفت : السّلام عليك يا محمّد ، السّلام عليك يا رسول اللّه خداى ترا سلام مىرساند و مىفرمايد :
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 516 | لسان الملك سپهر