تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
مال و فرزند دهند ؟ آيا بر غيب راه كرده است يا از خداى پيمان گرفته ؟ نه چنان است كه او دانسته ، زود مىنويسيم آنچه مىگويد و عذاب او را پيوسته مىكنيم و از او بازمىگيريم به مرگ ، زن و فرزند و مال او را و در قيامت او را تنها در مىآوريم . ديگر چنان افتاد كه روزى ، ابو جهل با رسول خداى گفت : اى محمّد زبان از دشنام و شتم خدايان ما ببند و اگر نه ما نيز آن خداى را كه به صفات كمال ياد مىكنى ، سبّ خواهيم كرد و هجا خواهيم گفت . پس اين آيت آمد !
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ .
« 1 » يعنى : دشنام مگوئيد اين بتان را كه ايشان پرستش مىكنند كه ايشان ناسزا گويند خداى را از روى ظلم و نادانى . و از آن پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سبّ آلهه ايشان نكرد . و ديگر چنان افتاد كه ابىّ بن خلف پاره‌اى از استخوان پوسيده به دست كرده به نزديك رسول خداى آمد و گفت : اى محمّد ، تو گمان كرده‌اى كه خداى اين استخوان پوسيده را در قيامت بر مىانگيزد و آن را در دست فشار كرد چنان كه خرد و نرم گشت ، پس بدميد در آن تا به سوى آن حضرت . چون غبار برفت پيغمبر فرمود : من چنين گفته‌ام : همانا خداى اين استخوان را و ترا در قيامت بر مىانگيزد و هر دو را در دوزخ مىافكند . پس اين آيت فرود شد :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
« 2 » يعنى : استخوان كهنه را از بهر ما مثل كرد و فراموش نمود آفرينش خويش را ، گفت : كيست كه زنده گرداند استخوانهاى فرسوده تباه شده را ؟
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
« 3 » بگو : اى محمّد زنده گرداند كسى كه بيافريد او را نخست بار و از عدم به وجود آورد و او به همه آفريده‌ها دانا است . ديگر چنان افتاد كه وليد بن مغيره ؛ و عاص بن وائل ؛ و اسود بن عبد يغوث ؛ و
هامش
- را كه مىگويد از او مىگيريم و تنها نزد ما مىآيد . ( 1 ) . الانعام ، 108 : به آنها كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد مبادا آنها نيز از روى دشمنى و جهالت خدا را دشنام دهند . ( 2 ) . يس ، 78 : در حالى كه آفرينش خود را از ياد برده است براى ما مثل مىزند و مىگويد : چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ ( 3 ) . يس ، 79 : بگو : همان كسى كه در آغاز آن را آفريد زنده‌اش مىكند و او بر هر آفرينشى داناست .