يعنى : « بسا صاحب كينهاى كه خود را از او بازداشتم و حال آنكه بر بدى رساندن به او توانا بودم » .
« مقيت » در زبان قريش به اين معناست .
گفته شده « مقيت » به معناى « حفيظ » است ، يعنى كسى كه نسبت به هر چيزى آن مقدار حفاظت را كه لازم دارد ، اعمال مىكند .
و گفته شده « مقيت » يعنى كسى كه قوت و غذا ، اعطا مىنمايد .
و نيز گفته شده « مقيت » يعنى حافظ و مراقب .
72 - « المصوّر » :
يعنى او خدايى است كه مخلوقاتش را بر صورتهاى مختلف آفريد تا از اين طريق ، همديگر را بشناسند كه فرمود :
-
وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ
« 1 » .
يعنى : « شما را صورت بخشيد و آن صورتهايتان را نيكو ساخت » .
73 - « الكريم » :
يعنى جواد و بخشنده .
مىگويند مرد كريم ، يعنى بخشنده .
گفته شده « كريم » يعنى عزيز ، همچنان كه گفته مىشود فلانى نزد من از ديگرى كريمتر است ، يعنى عزيزتر است ، آيهء قرآن هم بدين معناست كه مىفرمايد :
-
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
« 2 » .
يعنى : « هر آينه اين قرآنى است كريم » ، يعنى عزيز .
74 - « الكبير » :
يعنى آقا ! به بزرگ قوم گفته مىشود آقاى قوم .
« كبير » اسم است براى « تكبر و عظمت » داشتن .
75 - « الكافى » :
هر كس كه بر خدا توكل نمايد ، او احتياجاتش را بر عهده مىگيرد و به ديگرى واگذارش نمىنمايد كه خود فرمود :
هامش
( 1 ) سورهء مؤمن ، آيهء 64 .
( 2 ) سورهء واقعه ، آيهء 77 .