اوّلا - انسان را به واسطهء نور توحيد كه بر آن خلقش فرمود ، احترام نمود كه خود فرمود :
-
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 » .
يعنى : « فطرتى است كه خداوند همه را بدان فطرت بيافريد » .
و رسولش فرموده :
832 - « كلّ مولود يولد على الفطرة و انّما ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه » .
يعنى : « هر نوزادى بر اساس فطرت توحيدى متولد مىشوند ، اين پدر و مادر اويند كه وى را يهودى ، يا مسيحى و يا مجوسى مىنمايند » .
ثانيا - پيامبران را فرستاد و نور دين و هدايت را برافراشت .
ثالثا - خلق را هم نسبت به دين ترغيب و تشويق نمود و هم از ترك آن بيم داد .
و رابعا - از طريق امداد و لطف و . . . به آنان توفيق مضاعف عطا نمود .
او خدايى است كه ساير حيوانات را نيز به مصالحشان هدايت نمود و چگونگى طلب روزى و جلب شادمانى و دفع ضرر را الهامشان فرمود .
84 - « الوفىّ » :
يعنى او به عهد و وعدهء خود وفا مىنمايد .
85 - « الوكيل » :
يعنى او متولى ماست و بر حفظ ما قيام كرده ، اين معناى وكيل بر مال است .
گاهى اوقات به معناى تكيهگاه و پناهگاه نيز آمده ، بنا بر اين ، توكل يعنى اعتماد و التجاء .
گفته شده « وكيل » يعنى « كفيل » بر روزى بندگان و كسى كه به مصالح آنان قيام نموده است كه خود فرموده است :
هامش
( 1 ) سورهء روم ، آيهء 30 .