در روايت آمده است كه :
582 - مردى از بنى اسرائيل با خود گفت : عبادتى انجام بدهم كه نام من بر سر زبانها بگردد . مدتى گذشت و طاعات زيادى انجام داد ، اما همين كه در برابر مردم راه مىرفت ، مىگفتند : « فرد ظاهر ساز و رياكارى است » .
در اينجا بود كه به خود فرو رفت و گفت : خودت را به زحمت انداختهاى و عمرت را در هيچ ، تباه كردهاى ، سزاوار اين است كه فقط براى خداوند سبحان كار كنى ، در نتيجه نيتش را تغيير داد و كارهايش را براى خداوند متعال خالص ساخت ، آنگاه هر وقت در بين مردم راه مىرفت مىگفتند : « فرد پرهيزكار و با تقوايى است » .
نظير اين حديث سخن خداوند متعال است كه مىفرمايد :
- « عليك ستره و علىّ اظهاره »
« 1 » .
يعنى : « بر توست پوشاندن عمل صالح و بر من است آشكار نمودن آن » .
و نيز در قول معصومين - عليهم السّلام - آمده است كه فرمودند :
- « انّ اللَّه يقسّم الثّناء كما يقسّم الرّزق »
« 2 » .
يعنى : « خداوند متعال ستايش و ثنا را تقسيم مىكند همچنان كه روزى را تقسيم مىنمايد » .
مضافا به اينكه اگر انسان نزد خداوند مذموم باشد ، مدح و ستايش مردم ، هيچ فايدهاى براى او نخواهد داشت و بر عكس ، اگر نزد خداوند محمود باشد ، مذمّت مردم هيچ ضررى به او نخواهد رساند .
چگونه مذمّت و نيرنگ مردم به او ضرر مىرساند در حالى كه
هامش
( 1 ) در حديث 572 - گذشت .
( 2 ) در حديث 599 خواهد آمد .