طورى هستند كه تا ديگران ناراضى و ناراحت نشوند ، اينان راضى نمىگردند و كسى هم كه بخواهد در برابر نارضايتى خدا ، رضايت مردم را جلب كند ، هم خدا از او ناراضى مىشود و هم مردم را از خود ناراضى مىگرداند .
علاوه بر اين ، غرض و انگيزهء انسان از مدح ديگران چيست و چرا مذمت الهى را در برابر ستايش مردم ، خريدار است ؟ و حال آنكه مردم هر چه او را بستايند ، نه مىتوانند روزى او را زياد كنند و نه بر عمرش بيفزايند و نه در شدايد روز قيامت كه انسان هيچ ندارد و فقرش در آنجا ظهور مىكند ، مىتوانند منفعتى به او برسانند .
اگر كسى به قصد طمع در اموال مردم ريا كند ، بايد بداند كه روزى رسان واقعى خداست و بخشش او بهترين بخششها ، كسى كه در خلق خدا طمع مىكند از ذلّت و خوارى به دور نيست و اگر به مراد هم برسد ، از منّت و پستى خالى نمىباشد ، چگونه انسان عاقل با اميد كاذب و توهم فاسد روزى الهى را ترك مىكند ؟
اميدى كه گاهى به انجام مىرسد و گاهى خطا مىرود و اگر هم به انجام برسد لذتش به رنج منّت و ذلّتش نمىارزد ، به علاوه همين كه از راه منّت و ذلّت به دست آورده را خداوند متعال جزء روزيهايى كه مىبايست به او بدهد و سهميهاش بوده به حساب مىآورد ، پس سزاوار است انسان عاقل اين امور را در نظر بگيرد كه در اين صورت ، دل از آن بر مىكند و با قلبش به سوى خدا روى مىآورد ، چون عاقل هرگز به چيزى كه ضررش زياد است ميل نشان نمىدهد .
افزون بر اين ، اگر مردم بدانند در باطن اين فرد چه مىگذرد و بدانند كه عملش ريايى بوده و فقط در ظاهر ، اخلاص نشان داده ، بر او خشم مىگيرند و خداوند متعال هم از اسرار او پرده بر مىدارد تا او را مبغوض خلق نمايد و به مردم بشناسانند .
اما اگر واقعا براى مردم ، خلوص مىداشت ، خداوند سبحان هم پرده از اخلاص باطنىاش برداشته او را محبوب خلق ساخته ، بلكه مردم را مسخّر و مطيع او قرار مىداد و زبانهايشان را به ستايش او مىگشود .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٧٧