با اين اوصاف ، وقتى به خودم نظر مىكنم مىبينم در غالب اوقات ، توجه و حضور ، برايم حاصل نيست و قساوت بر قلبم مستولى است و اين موجب دورى من از پروردگار متعالى است .
در جواب ، بايد بدانى با اين حالاتى كه بر شمردى ، اگر دعا را هم ترك كنى ، دشمنت را بيشتر بر عليه خود يارى كردهاى و پيروزىاش را نزديكتر ساختهاى ، بدان اين نفس اماره است كه از طريق ناسازگار شمردن دعا و سنگين دانستن گريه و ميل به شهوات ، دشمن را يارى كرده است . تو و دشمنت همچون دو « هوو » مىمانيد كه بر هم مىپرند .
بنا بر اين ، هر گاه خود را در حال كسالت و ترس از جنگ با او يافتى ، مبادا با اين حال ، بدون سلاح ، دشمنت را ملاقات كنى كه او فرصت را غنيمت شمرده با سرعت به سويت حمله مىآورد و پيروزى مىشود .
بنا بر اين ، بر تو لازم است كه مسلح باشى و شكيبا و دلير گردى و در برابرش صفآرايى كنى كه تو قدرت كشتن او و فرار نكردن از ميدان را دارى .
در اين صورت چه بسا او بترسد و از ميدان جا خالى كند و تسليم شود .
ممكن است با دليرى و صبورى ، قلبت قوى گردد و نفست نشاط يابد و كسالت و زبونى ، رخت بر بندد . و ممكن است با صبر و شكيبايى و فراهم ساختن اسلحه ، خداوند سبحان ، رحمتش را شامل حالت گرداند و با نصرتش تو را تأييد فرمايد .
و لذا رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - دعا را « سلاح » ناميده فرمود : -
« الا ادلّكم على سلاح ينجيكم من اعدائكم و يدرّ ارزاقكم ؟ قالوا : بلى يا رسول اللَّه ، قال : تدعون ربّكم بالليل و النّهار فانّ سلاح المؤمن الدّعاء »
« 1 » .
يعنى : « آيا اسلحهاى را به شما معرفى كنم كه هم شما را از شرّ دشمنانتان نجات مىدهد و هم روزيتان را زياد مىنمايد ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! - صلّى اللَّه
هامش
( 1 ) در حديث 6 گذشت .