تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
اشكش جارى شد ، ناله و فريادش بالا رفت ، چون بنده‌اى ذليل در برابر آن ذات يگانه قرار گرفت و به جاى سؤال و درخواست آرزوهاى خود ، به خالق جليلش مشغول و در آن حال غرق گرديد . و اما اينكه در حال استكانت و فروتنى ، دستها را بر دوش بگذارد ، براى اين است كه خود را همچون بندهء جنايتكارى قرار دهد كه او را به طرف مولايش مىبرند ، در حالى كه بنده‌هاى هواى نفس ، او را محكم به هم بسته با زبان حالش اين گونه مناجات مىكند : ( پروردگار من ! ) اين دو دست من است كه به خاطر ظلم و جرأت بر تو ، آن دو را غل و زنجير كردم .

نكته

يكى از علما مىگفت : دعاكننده هنگام مدح و ثناى خداوند سبحان آن اسمهايى كه با خواستهء او مناسبت دارد را متذكر شود ، مثلا اگر روزى مىخواهد ، اين اسامى را بر زبان جارى كند : « رزّاق ، وهّاب ، جواد ، مغنى ، منعم ، مفضل ، معطى ، كريم ، واسع ، مسبّب الاسباب ، منّان ، رازق
مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
» . اگر خواسته‌اش آمرزش و توبه از گناهان است ، اين اسامى را متذكر شود : « توّاب ، رحمان ، رحيم ، رؤوف ، عطوف ، صبور ، شكور ، عفوّ ، غفور ، ستّار ، غفّار ، فتّاح ، مرتاح ، ذى المجد ، سمّاح ، محسن ، مجمل ، منعم ، مفضل » . اگر انتقام از دشمن ، مطلوب اوست ، متذكر اين اسامى گردد : « عزيز ، جبّار ، قهّار ، منتقم ، بطّاش ، ذى البطش الشّديد ، فعّال لما يريد ، مدوخ الجبابرة ، قاصم المردة ، طالب ، غالب ، مهلك ، مدرك ، الّذى لا يعجزه شيء ، الّذى لا يطاق انتقامه » . و اگر طالب « علم » است اين اسامى را بگويد : « عالم ، فتّاح ، هادى ، مرشد ، معزّ ، رافع » « 1 » .
هامش
( 1 ) شرح اسامى الهى ، در خاتمهء كتاب خواهد آمد ان شاء اللَّه .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 327 | ابن فهد الحلي / غفارى ساروى