مشركين به حضرت رسول خاتم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - اين چنين مىگفتند :
-
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
« 1 » .
يعنى : « چرا گنج و مالى ندارد و يا فرشتهء آسمان همراه او نيست ؟ » .
-
أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها
؟ « 2 » .
يعنى : « چرا باغى ندارد كه از ميوههايش تناول كند ؟ » .
-
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً
« 3 » .
يعنى : « يا تو را باغى از خرما و انگور باشد كه در ميان آن باغ ، نهرهاى آب جارى گردد » .
-
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
« 4 » .
يعنى : « چرا اين قرآن بر بزرگى از اين دو قريه نازل نشد » .
منظورشان از دو قريه ، « مكه و طائف » و آن دو مرد هم ، « مغيره يا وليد بن مغيره » از مكه و « ابو مسعود عروة بن مسعود ثقفى يا حبيب بن عمرو ثقفى » از طائف بود . و اينكه دو نفر را كانديدا كردند به خاطر اين بود كه اين دو بزرگان قومشان بودهاند و اموال بسيارى در مكه و طائف داشتند .
اين مقدار آيه و خبر در مدح مسكنت و كم دارى و مذمت شرف و دارايى ، كفايت مىكند ، چگونه اين خبرها كفايت نكند در حالى كه
هامش
( 1 ) سورهء هود ، آيهء 12 .
( 2 ) سورهء فرقان ، آيهء 8 .
( 3 ) سورهء اسراء ، آيهء 91 .
( 4 ) سورهء زخرف ، آيهء 31 .