همان گروه به حضرت شعيب - عليه السّلام - گفتند :
-
إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ
« 1 » .
يعنى : « تو در ميان ما شخصيتى بىارزش و ناتوانى و اگر ملاحظهء طايفه تو نبود ، سنگسارت مىكرديم كه تو را نزد ما عزّت و احترامى نيست » .
مستكبرين از قوم حضرت صالح - عليه السّلام - به مستضعفان با ايمان گفتند :
-
أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ
« 2 » .
يعنى : « آيا شما اعتقاد داريد كه « صالح » را خداوند به رسالت فرستاد ، ؟
مؤمنان پاسخ دادند : بلى ما به آيينى كه از طرف خدا بر او فرستاده شده ايمان داريم ، متكبران بىايمان گفتند : ما هم به آنچه شما ايمان داريد ، كافريم » .
فرزندان حضرت يعقوب - عليه السّلام - سخنشان چنين بود :
-
وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ
« 3 » .
يعنى : « با متاعى ناچيز و بىقدر حضور تو آمديم ، محبّت فرما و بر قدر احسانت نسبت به ما بيفزا و از ما دستگيرى كن كه خدا صدقه دهندگان را نيكو پاداش مىدهد » .
فرعون در حالى كه از موسى - عليه السّلام - عيب مىگرفت و بر او فخر مىفروخت ، گفت :
-
فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ
؟ « 4 » .
يعنى : « چرا دستبند طلا بر دست ندارد ؟ » .
هامش
( 1 ) سورهء هود ، آيهء 91 .
( 2 ) سورهء اعراف ، آيهء 75 - 76 .
( 3 ) سورهء يوسف ، آيهء 88 .
( 4 ) سورهء زخرف ، آيهء 53 .