هر دو زيان ديد ، اگر سخن ما را باور نداريد سخن خدا را باور مىكنيد كه به دنيا مىفرمايد .
277 - « اخدمى من خدمنى ، و اتعبى من خدمك »
. يعنى : « خادم آن كس باش كه خادم من است و به رنج بينداز آن كس را كه خادم تو است » .
اگر به كارى مشغول هستى ، ذكر خدا را غنيمت شمار و نامهء اعمالت را از حسنات پر كن ، مگر نشنيدى حكايت عابد دربان و جلالت قدرش را با اينكه در بازار ، مشغول كارش بوده است كه ان شاء اللَّه تعالى ماجرايش در همين كتاب در باب ذكر خواهد آمد « 1 » .
روايت شده كه آقاى ما أمير المؤمنين - عليه السّلام - هر گاه از جهاد فارغ مىشد ، به كار تعليم مردم و قضاوت بين آنان مشغول مىگرديد و از آن هم كه فارغ مىشد ، در باغش با دستان مبارك خود ، مشغول به كار مىگرديد ولى با اين حال ذكر خداوند جليل را به همراه داشت .
« حكم بن مروان » ، از « جبير بن حبيب » روايت كند كه براى عمر ، مشكلى پيش آمده بود كه از حل آن عاجز شده رو به مهاجرين كرد و گفت : نظر شما چيست ؟
گفتند : اى امير المؤمنين ! تو ملجأ و پناه مايى ( از ما سؤال مىكنى ؟ ) عمر ناراحت شد و گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً
« 2 » .
يعنى : « اى اهل ايمان ! متقى و درست گفتار باشيد » .
به خدا قسم ! هم من و هم شما ، همه مىدانيم كه راهگشاى اين مشكل
هامش
( 1 ) ر . ك : حديث شمارهء 637 .
( 2 ) سورهء احزاب ، آيهء 70 .