پس از مرگ اين فيلسوف ، شيفتگان فلسفه به منظور مطالعه و تعلم و بحث ، به تأليفات او سخت روى آوردند و به استنساخ آنها پرداختند و در نزد استادان فلسفه به فرا گرفتن آنها مشغول شدند . مكتب فلسفى او و همچنين تأليفاتش در بين مكتبها و تأليفات فلسفى جلوه و بروز خاصى يافت . اخيرا كليهء تأليفات او در ايران در چاپخانههاى سنگى چاپ شده و بعضى از آنها بهطور مكرر به چاپ رسيده است .
زندگانى او
شرح زندگى و نشو و نماى او مبهم است و كتابهاى تذكره و تراجم به تفصيل شرح حال او را ننوشتهاند ، مثلا سال ولادت او بهطور محقق معلوم نيست ، با آنكه وى يكى از رجال و شخصيتهاى بزرگ فكرى و فلسفى است و تذكرهنويسان و شارحان احوال بزرگان در مورد اشخاص بزرگ معمولا تحقيق كامل مىكنند . بااينهمه نهايت معلومات ما دربارهء او اين است كه در شهر شيراز ، كرسىنشين ايالت فارس ، به دنيا آمده است و گفتهاند كه پدرش ابراهيم بن يحياى قوامى يكى از وزراى آن روزگار بوده ولى معلوم نشده است كه وزير كدام پادشاه بوده و در كدامين دولت به وزارت رسيده است . اما مسلم است كه در دورهء صفويه مىزيسته است . وفات او به سال 1050 هجرى در بصره ، در هفتمين مسافرت او به مكه يا در حال مراجعت از حج ، اتفاق افتاده صاحب نخبة المقال در مادهء تاريخ او گفته است :
ثم ابن ابراهيم صدر الاجل * فى سفر الحج « مريض » ارتحل
قدوة اهل العلم و الصفاء * يروى عن الداماد و البهائى
صدر اجل فرزند ابراهيم كه در سفر حج « مريض » « 1 » شد و درگذشت پيشواى اهل علم و صفا بود و از ميرداماد و شيخ بهائى روايت مىكرد .
ملا صدرا يگانه فرزند پدرش بود كه خداوند پس از نذر و نياز ، او را به والدينش مرحمت كرد و پدر ، صدرا را براى طلب علم فرستاد . وى پس از وفات پدر خود براى تكميل دانش به اصفهان رفت و از محضر شيخ بهاء الدّين عاملى ( 953 - 1031 هجرى ) استفاده كرد . و هرآنچه را از پدر ، به ارث ، به او رسيده بوده در راه كسب دانش بذل كرد . پس از
هامش
( 1 ) - كلمهء « مريض » به حساب ابجد ( 1050 ) است . ويراستار