تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
نيشابورى ، موقعى عرض اندام كرد كه افكار مرجئه ، « 1 » قرامطه ، « 2 » حشويه ، « 3 » ثنويه ، « 4 » و غلاة « 5 » در جامعهء اسلامى خودنمايى مىكرده و بر هر فكرى در آن روزگاران مقدم بوده است و از طرف ديگر افكارى انقلابى و مكتبهايى گوناگون در افق عالم اسلام پيدا شده بود و جنبشهاى ناشى از آن در هر گوشه و كنار ديده مىشد از قبيل مكتب كراميه « 6 » نظريهء اصم در مورد خلافت ، « 7 » و مكتبهاى جبائيان « 8 » و بيانيه « 9 » و غيره . بسيار طبيعى بود كه ابن شادان كه در آن زمان زندگى مىكرد و خود مردى دانشمند بود ، به مطالعه و بررسى اين مذاهب و آراء مشغول شود و بين آنها مقايسه و داورى كند و در پرتو نور دانش و فرهنگ جامع خود اظهارنظر كند و نتيجهء اين كار آن شد كه در كتابهاى او جنبشهاى فكرى و مذهبى آن زمان مورد بحث و بررسى قرار گرفت . نيشابورى از آن دسته دانشمندانى است كه آثار فكرى و تأليفات فراوانى داشته‌اند . كسانى كه شرح حال او را نگاشته‌اند يك‌صد و هشتاد كتاب از او برشمرده‌اند .
هامش
( 1 ) - كلمهء مرجئه در يكى از فصلهاى گذشته توضيح داده شد . ( 2 ) - قرامطه فرقه‌اى از اسماعيليه بودند كه به قرمطويه يا قرامط ، يكى از دعات آنها ، منتسب بودند . آرايى غلوآميز به آنها نسبت داده شده و كارهايى از ايشان در اواسط قرن چهارم سرزد كه دولت اسلامى بنى عباس را تكان داد . ( 3 ) - حشويه آنهايى بودند كه ظواهر احاديث را بدون تأويل مىپذيرفتند و جايى كه تأويل يا حذف لازم مىشد از اين كار خوددارى مىكردند و روايات مشتمل بر اباطيل را ، گرچه مضمون آن مخالف كتاب و سنت هم بود ، مىپذيرفتند . اوائل المقالات ، ص 40 - 41 ( 4 ) - ثنويه كسانى بودند كه به دو مبدأ معتقد بودند . ديصانيه كه به دو مؤثر ، نور و ظلمت ، معتقد بودند در شمار ثنويه‌اند . ( 5 ) - غلاة اصولا به كسانى گفته مىشود كه عقايد و تصورات افراطى داشته باشند و در اين معتقدات از حد طبيعت و فطرت ، با غلو و مبالغه درگذرند . اما اصطلاحا به تعريف شيخ مفيد : « غلاة از متظاهرين به اسلام كسانى هستند كه على امير المؤمنين و فرزندان ايشان را به خدايى و پيامبرى نسبت داده‌اند » . غلاة ، به مفهوم كلى « مبالغه‌گران » به چندين گروه منقسم شده‌اند كه مهمترين آنها عبارتند از : اباحيه - اسحاقيه - اسماعيليه ( كه فرقهء اخير به نامهاى ملاحده و قرامطه و باطنيه و تعليميه و سبعيه نيز ناميده شده‌اند ) - بدعيه - بشيريه - بلاليه - بو سليميه - بيانيه - تناسخيه - جناحيه - جواربيه - حابطيه - حارثيه - حدثيه - حربيه - حروفيه - حلاجيه - حلمانيه - ( اتباع ابو حلمان دمشقى ) حلوليه - حماريه - خابطيه - خرميه - خلاليه - ذماميه - راونديه - رجعيه - رزاميه - زراريه - سبائيه - شريكيه - شلمغانيه - علويه - علىاللهيه - عميريه - غماميه - قاديانيه - كاكائيه - كامليه - كربيه - كسفيه - كيسانيه - مازياريه - مانويه - مباركيه - مبيضه - محمديه - محمره - مختاريه - مخطئه - مخمسه - مزدكيه - مشبهه - مشعشعيه - مطلقه - معمريه - مفضليه - مقنعيه - منصوريه - موسويه - ميمونيه - ناووسيه - نصيريه - نميريه و هشاميه . ويراستار ( 6 ) - كراميه بر پيروان محمد بن كرام اطلاق مىشود كه معتقد بودند ايمان تنها اقرار به زبان است و خداوند جوهرى است بر عرش مستقر . ( 7 ) - ابو بكر عبد الرحمن بن كيسان اصم بلخى مشهور متوفى به سال 237 هجرى است ، كه در نظر او امامت نه از نظر شرع و نه به مقتضاى عقل واجب بود . ( 8 ) - جبائيه بر پيروان ابو على جبايى و پسرش ابو هاشم اطلاق مىشود كه آرائى مخصوص به خود دارند . ( 9 ) - بيانيه پيروان بيان بن سمعان هستند كه در سال 119 هجرى كشته شد و سخنان پوچ فاسدى دارد . براى اطلاع از معتقدات اين فرقه‌ها - ملل و نحل شهرستانى . ويراستار
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 430 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان