پيشوايان در علوم قرآن شمرده مىشد . نديم فصل بزرگى ، دربارهء ترتيب سورههاى قرآن ، به وسيلهء او از مصحف عبد اللّه بن مسعود و از ابن كعب روايت كرده و نيز از برخى كتابهاى او در تفسير و قرائت و سنن نام برده است . « 1 »
نديم او را به صفت رازى توصيف كرده و نام پسرش عباس بن فضل را هم برده و دربارهء فضل گفته است كه « فضل ، هم خاصى و هم عامى است ، شيعه او را از خود مىداند ، . . .
و حشويه نيز او را از خود دانستهاند » « 2 » ولى كتاب ابن شادان در رد حشويه با گفتار نديم منافات دارد .
شيخ محمدطه نجفى احتمال مىدهد فضل بن شادان رازى كه عامه از او رواياتى نقل مىكنند كسى غير از ابن شادان نيشابورى ازدى باشد . « 3 » بههرحال شهرستانى در كتاب الملل و النحل خود ابن شادان نيشابورى را در زمرهء مؤلفان شيعه و از علماى كلام شمرده است ، « 4 » چنان كه اشعرى نيز در المقالات خود چنين گفته است . « 5 »
قسمتى از آراء كلامى او در كتب تاريخ و ادب و فرق بهطور پراكنده آمده است ، از جمله :
خداوند تعالى جسمى است نه مثل ديگر اجسام . و منظور او از اين عبارت اين بوده است كه خدا عرض نيست تا تصور انجام فعل از او محال باشد . پس در حقيقت جسميت را از خدا نفى كرده و اطلاق اين عبارت « جسمى است نه مثل اجسام » به اين معنى است كه او چيزى است نه مثل ديگر اشياء . « 6 » اين رأى را به گروهى از شاگردان هشام بن حكم هم نسبت دادهاند .
شيخ مفيد در كتاب الفصول المختارة مطالبى فراوان در موضوعهاى گوناگون از او نقل كرده است كه بر حدت ذهن و ممارست و احاطهء علمى او دلالت دارد . « 7 »
ابن شادان از ديدگاه مركزيت علمى و دينى و موقعيت اجتماعى خود شهرت زيادى داشت ، همچنين آثار و مؤلفات مفيد او در موضوعات روز و افكارى كه بر اجتماع اسلامى آن روز هجوم آورده بود باعث شهرت او شد .
هامش
( 1 ) - الفهرست ، ص 323
( 2 ) - همان كتاب ، همان صفحه .
( 3 ) - اتقان المقال فى احوال الرجال در قسمت ثقات ، ص 108 - 109
( 4 ) - الملل و النحل ، ج 1 ، ص 110
( 5 ) - مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 127
( 6 ) - شرح النهج ، ج 1 ، ص 295
( 7 ) - فصول المختاره ، جزء اول ، صص 76 و 112 و 117 و 121 و 123 ، چاپ حيدرى نجف .