و در كتاب السبعين مىگويد :
« اين طبيعت در ظاهر هر موجودى به صورت كامل و در باطن آن بهطور كامل هست و هر موجودى بهطور قطع دو طبيعت فاعل و منفعل ظاهرى و نيز دو طبيعت فاعل و منفعل باطنى دارد و معناى تام و كامل و غير كامل و غير تام نزد كيمياگران نقره است كه ظاهرش ناقص و باطنش تام است و طلا بر خلاف آن است و از اين راه برگرداندن اجسام به اصول خود در مدت كمى بر آنها آسان شده است » . « 1 »
و آنجا كه از ميزان سخن مىگويد چنين آورده است : « اين مطلب در ميزان عجيب است كه هيچ علمى را در آن راه نيست ، نه تدبير در آن مؤثر است و نه غير آن و اين همانست كه ما آن را نخستين و پرارزشترين چيز دربارهء خواص قدم و توحيد مىدانيم و نيز نقض بزرگى براى ثنويت است ، مولاى من اينگونه به من خبر داد و امر كرد بگويم و بنويسم » . « 2 »
و كتاب اخراج ما فى القوة الى الفعل خود را با اين عبارت آغاز مىكند : « حمد خدايى را كه همانند او چيزى وجود ندارد ، اوست كه بر هر چيز قادر است ، او اولى است كه مثل و همانند ندارد و نيز آخرى است بىزوال و پاينده . نامهاى او مقدس و متعالى است ، به هر چيز احاطه دارد ، لطيف و در عين حال پيچيده است در باطن اجزاء و ظاهر و وسط آنها .
آنچنان در پائينى و بلندى قرار دارد كه نهايتى براى آن نيست ، بر ادراك كليهء چيزها توانا است چه لطيف باشند و روحانى و چه كثيف و جسمانى ، مقدس است نامهاى او و در حد اعلاى بلندى است » . « 3 »
يكى از جالبترين كتابهاى جابر كتاب السموم اوست . در اين كتاب از سموم و دفع ضرر آنها گفتگو مىكند و اين كتاب از تأليفات نادر در اين موضوع است . دانشمند متتبع احمد پاشا تيمور آن را خريدارى كرده و در مورد آن مطالبى به تفصيل نوشته است .
جابر بن حيان در بررسيهاى خود در اين كتاب به يك روش علمى كه در واقع با اسلوب و روش فعلى چندان فرقى ندارد عمل كرده است ، در اين كتاب اسرار و اقوال فلاسفهء يونان را در مورد زهرها و آثار آنها بيان داشته و آراء جديدى بر آن افزوده و تعليماتى ، در مورد انواع سموم و داروهاى آن و تأثير سموم در حيوانات ، داده است كه ديگران بر او پيشى نگرفته بودند . اين كتاب ، در نظر علماى تاريخ ، اهميت بسزايى دارد ، زيرا در اين كتاب از مطالبى كه ارتباط استوارى با طب و شيمى دارند صحبت كرده است و آغاز اين كتاب چنين است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، ابو موسى ، جابر بن حيان صوفى مىگويد خدا عمر تو را طولانى سازد من به آنچه امر كرده بودى عمل كردم و در شرح و بسط آن
هامش
( 1 و 2 ) - كتاب ملهم الكيمياء ، ص 119 - 122
( 3 ) - همان كتاب ، ص 131 - 132