بدين جهت او را عاقل ندانستهاند كه سر و راز خليفه را به وزيرش كه با حيله و تزوير او را اغفال كرده بود بازگو كرد يا ازآنجهت بود كه به هنگام فرار زندانيان با آنان فرار نكرد و اميدوار بود كه با آن سوابق و نزديكيى كه با معتضد داشت از طرف معتضد به او گزندى نمىرسد ولى قتل او به وسيلهء حيلهگرى و خدعهء وزير و خشم آنى و غفلت خليفه انجام گرفت . ولى بقول شاعر :
الناس من يلق خيرا قائلون له * خيرا صبت و لأم المخطى الهبل
وضع روزگار چنين است كه مردم از آنهائى كه به مال و منالى رسيدهاند ستايش مىكنند و به آنكه دستش كوتاه مانده است مىگويند مادرت به عزايت بنشيند .
استاد احمد فهمى محمد در تعليقهء خود بر ملل و نحل مىگويد احمد بن طيب همان كسى است كه معتضد را واداشت تا معاويه را بر منبرها دشنام گويد و به تمامى شهرها بخشنامهيى بفرستد و در آن بخشنامه چنين آمده است كه كسى را اختلاف نيست كه آيهء
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
« 1 » دربارهء بنى اميه نازل شده است . همچنين در حديث مشهور آمده است كه معاويه در تابوتى از آتش در پايينترين قسمت از جهنم قرار گرفته است و همى فرياد مىكشد يا حنان يا منان ، و در پاسخ او گفته مىشود : « اكنون توبه مىكنى با آنكه در گذشته نافرمانى مىكردى و از مفسدان بودى . » استاد احمد فهمى در دنبالهء اين مطلب ، مىنويسد « اين حديث ساختگى و مجعول است . اگر احمد بن طيب ، خود آن را جعل نكرده
هامش
( 1 ) - اسراء ، بخشى از آيهء 17 كه تمامى آن آيه چنين است :« وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً .نگردانيديم خوابى كه ترا نموديم مگر آزمايشى مردم را و آن درخت نكوهيده در قرآن و مىترسانيم ايشان را ( ولى ) اين ترساندن نمىافزايد مگر سركشى بزرگ ايشان را . »
در تفسير اين آيه گفتهاند : پيامبر ( ص ) در خواب چنان ديد كه جمعى از بوزينگان بر منبرش بالا مىروند و مردم را از اسلام به كفر برمىگردانند . سخت دلگير شد پس جبرئيل آن حضرت را آگاه كرد كه اين اشاره است به بنى اميه و بوزينگان آنان هستند كه محراب و منبر تو را غصب مىكنند و هزار ماه در تصرف خواهند داشت .
در تبيان و مجمع البيان به روايت از امام محمد باقر ( ع ) شجرهء ملعونه ، به « بنى اميه » تفسير شده ولى بعض اهل سنت خواب را به فتح مكه تفسير كرده و شجرهء ملعونه را درخت زقوم گفتهاند كه در آتش مىرويد اما بعض ديگر چون امام ثعلبى و امام فخر رازى و طبرى و قرطبى و حاكم نيشابورى و سيوطى و ابن ابى حاتم و خطيب بغدادى و ابن مردويه و مقريزى و بيهقى و شوكانى و آلوسى از مفسران و علماى اهل سنت ، - و نه به تعبير استاد احمد فهمى ، يكى ديگر از رافضيان : - از ابن عباس ( معروف به حبر امت ) و ديگران روايت كردهاند كه مراد از شجرهء ملعونه در قرآن « بنى اميه » هستند و موضوع خواب را نيز به تمامى آوردهاند . ويراستار