سال 283 پس از آنكه معتضد بر او خشمگين شد او را دستگير كردند . و در روز 23 جمادى الاول او را يكصد تازيانه زدند و به زندانهاى زيرزمينى و سياهچال سپرده شد . « 1 »
تأليفات او در انواع علوم و در موضوعات گوناگون ، معرف شخصيت علمى و فلسفى اوست و دلالت دارد كه او بر روش استاد خود كندى بوده و بسيارى از موضوعات علمى كه كندى در آن كتاب تأليف كرده ، مورد توجه سرخسى نيز قرار گرفته است ، تا جايى كه كتابهاى هر دو به يك نام و عنوان و در يك موضوعند .
مثلا كندى رسالهاى به عنوان مقدمه و مدخل به ( ارتماطيقى ) در پنج مقاله ، و رسالهاى در مقدمات صنعت موسيقى ، و رسالههايى متعدد در وحدانيت حق تعالى و رسالهاى در علت خواب ديدن و رؤيا و ارتباط آن با نفس ، و رسالهاى در الفاظ سقراط ، و رسالهاى در بيان علت آنكه چرا در آخر زمستان در موقعى كه آن را « برد العجوز » مىنامند هوا سرد مىشود ، و رسالهاى در ابطال اين پندار كه « جزء لا يتجزى » وجود ندارد نوشته است و احمد بن طيب هم رسالههايى كه تا حد زيادى شبيه به رسالههاى كندى است نوشته است ، از جمله كتاب ارتماطيقى در اعداد و جبر و مقابله ، كتاب موسيقى كبير ، كتاب در وحدانيت خدا ، كتاب در ماهيت نوم و رؤيا ، كتاب الفاظ سقراط ، كتابى در بيان « برد العجوز » و كتابى در بيان آنكه جزء قابل تقسيم تا بىنهايت است ، نوشته است و اگر كسى ادعا كند كه شاگردان كندى هيچگاه از آراء و عقايد استاد خود روىگردان نمىشدند « 2 » بايد در جواب او گفت كه قبول اين نظر بهطور كلى صحيح نيست و بايد نخست بر آراء و نظريات كندى آگاه بود و همهء آنها را در اختيار داشت و از عقايد تلاميذ او و مؤلفات آنان نيز مطلع بود آنگاه چنين عقيدهاى را مىتوان ابراز داشت . مثلا شاگردش ابن طيب كتابى در امر مبدعات در حال ابداع يعنى موجودات در حال ايجاد نوشته و معتقد است كه در آن حالت ، آنها نه متحركند و نه ساكن ، ولى كندى نقيض اين مطلب را اعتقاد دارد و رسالهاى نوشته است و اعتقاد به اينكه « جسم در اول تكوين نه ساكن است نه متحرك » در نظر كندى گمانى باطل شمرده شده است .
معلوم مىشود سرخسى آثار بسيارى داشته يعنى رسالههايى بسيار در موضوعات مختلف دارد كه دلالت بر تنوع معلومات و وسعت معرفت او دارد .
[ تاليفات ]
ابن ابى اصيبعة 55 كتاب و رساله از او بدين شرح شمرده است :
اختصار كتاب ايساغوجى از فرفوريوس ، كه مسعودى در كتاب التنبيه و الاشراف ، ص 53 آن را ياد كرده است .
اختصار كتاب قاطيغورياس .
هامش
( 1 ) - معجم الادباء ، ج 3 ، ص 99
( 2 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 191