تأليفات گرانبهايى در موسيقى و منطق و علوم ديگر دارد كه با عباراتى شيرين و در كمال اختصار نوشته شده است . » « 1 »
نخست معلم المعتضد ، خليفهء عباسى بود ، سپس نديم او و از نزديكان او شد . معتضد اسرار خود را به او مىگفت و با او در امور مملكت مشورت مىكرد . « 2 »
وى با آنكه معلم و نديم و مستشار معتضد بود ، ديرى نپاييد كه به دستور معتضد كشته شد ( محرم 286 هجرى ) . علت اين امر افشاى سرى بود كه به قاسم بن عبد اللّه وزير و بدر غلام او ارتباط داشت و قاسم با حيله و تزوير به راز مزبور دستيافت و در نتيجه معتضد او را به آن دو نفر سپرد و آنها ، هم اموال او را مصادره كردند و هم او را به زندان و سياهچال « 3 » انداختند .
چون معتضد به قصد فتح « آمد » و جنگ با احمد بن عيسى بن شيخ بيرون شد جمعى از خوارج و گروهى از ديگر زندانيان از سيهچالها گريختند ، مونس فحل كه رئيس پليس و جانشين معتضد در ادارهء پايتخت بود آنها را مجددا دستگير كرد و به زندان افكند . احمد جزء فراريان از زندان نبود و ازاينرو اميدوار بود كه همين عمل مايهء نجات او شود ولى اين كار منجر به كشته شدن او شد چون معتضد به قاسم وزير دستور داد تا صورتى از نامهاى اشخاصى را كه بايد كشته شوند تهيه كند و بحضور بياورد تا از فكر آنها آسودهخاطر شود .
قاسم صورتى تهيه كرد و به امضاى خليفه رساند و سپس نام احمد بن طيب را بر آنها افزود و همگى كشته شدند . روزى معتضد از وضع احمد جويا شد ، قاسم در جواب گفت كه نامش جزء آن صورت بود و دستور قتل او را نيز صادر كرديد و صورت را به او نشان داد ، معتضد هم اعتراضى بر او نكرد . اين دانشمند بزرگوار را مقامى ارجمند بود « 4 » و فداى يك خشم بى جا و غفلت معتضد گرديد .
احمد بن طيب سرخسى در علم نحو و شعر يگانهء زمان خود بود . خوشمعاشرت ، خوشمشرب و بذلهگو نيز بود ، و به استماع حديث و روايت آن نيز پرداخته بود . « 5 »
وى در دوران معتضد ، در بغداد به تصدى امور حسبى ( در روزهاى دوشنبه ) و ( روزهاى سهشنبه ) به رسيدگى امور مواريث ( و روزهاى چهارشنبه ) به نظارت بر بازار بردهفروشان برگزيده شد و اين در تاريخ 7 رجب سال 282 هجرى بود . « 6 » و بالاخره روز پنجم جمادى الاول
هامش
( 1 ) - اخبار الحكماء ، ص 55
( 2 ) - اخبار الحكماء و عيون الانباء ، ج 2 ، ص 191
( 3 ) - ( سياهچالها ) يا مطامير ، زندانهايى بوده است به شكل گودالهائى عميق در زير زمين كه به زحمت غالبا گنجايش يك نفر را داشت و مفرد آن مطموره است . - م .
( 4 ) - اخبار الحكماء ، ص 55 - 56 و عيون الانباء ، ج 2 ، ص 191
( 5 ) - اخبار الحكماء ، ص 55 - 56 و عيون الانباء ، ج 2 ، ص 191 ، چاپ بيروت .
( 6 ) - - الملل و النحل ، ج 3 ، ص 29 ، در حاشيهء چاپ حجازى قاهره و حاشيهء استاد احمد فهمى محمد . و همچنين معجم الادباء ، ج 3 ، ص 99