معتدل و ميانهرو مىداند ، در حقيقت فريبخوردهايست كه از حقيقت كارهاى خود بىخبر است .
5 - آن كس كه به راه زهد مىرود در حقيقت به ديگران جور و ستم مىورزد زيرا خود از مردم توقع كمك ، در مواقع حاجت و ضرورت دارد ، ولى در عوض هيچگونه كمكى به مردم نمىكند و اين خود ، ستمگرى و تعدى است زيرا لازم و فرض است كه هر انسانى عوض آنچه را گرفته است پس بدهد .
6 - مردم بايد حقيقت شريعت و مذهب را درك كنند و بدانند كه شريعت ، يك مذهب اخلاقى است كه پايهاش بر محبت انسان به انسانهاى ديگر استوار است و دين يك ورزش اخلاقى براى مردم است و غايت و نتيجهء شعاير دينى از قبيل نماز جماعت و نماز عيد و جمعه و حج اين است كه در نفوس مردم فضائل اخلاقى غرس و كاشته شود اين شعاير به مردم تعليم مىدهد كه چگونه نسبت به يكديگر در حد اعلاى محبت رفتار كنند .
با تمام اين مطالب و آراء فلسفى ابن مسكويه ، باز گفتهاند كه او در جزئيات توفيق نيافته و نتوانسته است نظرهاى مختلف اخلاقى يونانيان را در فلسفهء خود جايگزين سازد همچنين نتوانسته است بين اخلاق يونانى و احكام شريعت اسلامى سازش دهد . ولى بااينهمه ، موفقيتى در مذهب اخلاقى خود داشته است . چه ، در آن به مذهبى خاص و مكتبى معين پابند نشده است و بايد اعتراف كرد كه ابن مسكويه در بسط و تفصيل روش خود سلامت فكرى و وسعت دامنهء علم و دانش خود را نيز نمايانده است . « 1 »
چون بررسى و ارزيابى تعاليم اخلاقى او و مقايسهء آنها با تعاليم ديگر اخلاقى از موضوع بحث ما خارج است و به علاوه مصادر و مدارك كافى هم در دست نداريم ازاينرو از ورود در اين مطلب خوددارى مىكنيم .
آثار و تأليفات او
ابن مسكويه آثارى بسيار در زمينههاى مختلف فرهنگ و معرفت دارد كه مهمترين آنها در علم اخلاق و تاريخ است و در فلسفه و اخلاق و طب و تاريخ و علم كلام و رياضيات نيز آثارى دارد و گفتهاند كه در علوم اوايل هم تصنيفات متعددى داشته و تعليقاتى در منطق و مقالات قابل توجهى در انواع و اقسام حكمت و رياضيات نوشته است . از آثار او در علوم مختلف نوشتههاى زير را برمىشماريم :
هامش
( 1 ) - - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، صص 241 - 243