تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
از ارسطو پيروى كرد و ارسطو جاى بزرگى را در فهرست تأليفات او اشغال كرده است . علاوه بر اين مكاتب فلسفى كه بدانها اشاره شد فرهنگ ايرانى و فرهنگ هندى و ديگر عناصر فرهنگ عربى و اسلامى در تكوين و تشكيل فكر اسلامى دست‌به‌دست يكديگر داده بودند و همهء اين عوامل به جامعه‌اى كه ابن مسكويه در آن زندگى مىكرد يك رنگ اجتماعى و فكرى مخصوص داده بود . با تمام اين احوال نمىدانيم كه ابن مسكويه از ميان اين همه مكتبهاى متعدد فلسفى به كدام يك توجه خاصى داشته است . همين‌قدر مىدانيم كه ابن مسكويه چون در جامعه‌اى زندگى مىكرد كه مكتبهاى فلسفى و فرهنگهاى متعددى در آن جامعه رواج داشت پس طبيعى است كه تحت تأثير آنها نيز قرار گيرد و در اين صورت بايد گفت فرهنگ فلسفى او مخلوط و ممزوجى از مكاتب مذكور در فوق بوده است . « 1 » چه بسا كه تأليف كتاب جاويدان خرد كه حكمتهاى ايران و هند و روم و عرب را در آن جمع آورده است دليل آن باشد كه نظريه او در فلسفه بر اين مبتنى بود كه از همهء مكتبهاى فلسفى بايد الهام گرفت . مذهب اخلاقى - فلسفى ابن مسكويه كه هنوز در شرق با اهميت تلقى مىشود ، ممزوجى از آراء افلاطون و ارسطو و جالينوس است كه با احكام شريعت اسلام تلفيق و امتزاج يافته ، نهايت آنكه افكار ارسطو بر آن غلبه دارد . ابن مسكويه در تعريف نفس همانند ارسطو و افلاطون و نيز بعضى از فلاسفهء اسلام است ، زيرا ابن مسكويه مىگويد : « نفس جوهرى بسيط است كه با هيچ‌يك از حواس انسانى احساس نمىشود . » « 2 » و نيز اقامهء برهان مىكند كه نفس جسم نيست و جزيى از جسم هم نيست همچنان‌كه عرض هم نيست ، « 3 » و مىگويد نفس ذات خود را درك مىكند و مىداند كه مىداند ، و عمل هم مىكند . استدلال او بر اينكه نفس ، جسم نيست بر اين مبتنى است كه نفس صورت اشياء متضاد را كه شديدا باهم تضاد دارند در يك‌وقت واحد مىپذيرد مثلا معناى سفيد و سياه را در آن واحد مىپذيرد در صورتى كه جسم در يك آن واحد سفيدى و سياهى را باهم نمىتواند بپذيرد ؛ و ديگر آنكه نفس صورت محسوسات و معقولات را ، به‌طور مساوى ، مىپذيرد و قبول صورت طول در نفس انسان ايجاد طول نمىكند و هرچه نفس بر طول آن بيفزايد در خارج درازتر نمىشود . به علاوه معارف نفسانى و قدرت آن و دامنه و شعاع عمل آن از
هامش
( 1 ) - - كتاب تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 329 ، چاپ چهارم . ( 2 ) - همان كتاب . ( 3 ) - در حاشيهء همان كتاب .