صحبت كردن سخنى چون در و مرواريد از او مىباريد ، كمتر مناظره و بحث مىكرد . بسيار خوب چيز مىنوشت و با عباراتى نيكو سخن مىگفت و در مورد قرآن مجيد هميشه از بحث كنارهگيرى مىكرد و در تفسير و تأويل و بيان مشكلات قرآن به ظاهر و روايات مستفيض تمسك مىجست . همچنين در تفضيل و برترى دادن بعضى از صحابهء رسول ( ص ) بر بعض ديگر و از مفاخرهء عرب و عجم احتراز مىكرد و مىگفت مناظره در اين سه موضوع هيچ فايدهاى ندارد و حاصلى به دست نمىدهد زيرا خدا در مورد قرآن مىفرمايد :
قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ
« 1 » قرآنى است عربى بدون پيچوخم و قابل فهم براى همهكس .
و در مورد ترجيح صحابه ، رسول اكرم ( ص ) فرموده است :
اصحابى كالنجوم باليهم اقدتيتم اهتديتم
اصحاب من مثل ستارگان هستند ، از هريك كسب روشنايى كنيد ، هدايت مىشويد .
و در مورد عرب و ملل ديگر ، خدا فرموده است :
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ
« 2 »
بين مسلمانان نسب و نژاد حكومت نمىكند .
و در جاى ديگر فرموده است :
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 3 »
گرامىترين فرد نزد خدا كسى است كه از ديگران پرهيزكارتر باشد .
با تمام اوصافى كه ابو زيد داشت - از مقام و شخصيت علمى و فكرى گرفته تا وقار و سنگينى و روشنبينى و احتياط او - معذلك از اتهام برى نماند و به نقل النديم در الفهرست :
« ابو زيد متهم به الحاد بود . »
نمىدانم اين اتهام تا چه پايه صحت داشته است و شايد اتهام او به الحاد ازآنجهت بود كه شيعى مذهب بود . چنان كه بسيارى از بزرگان شيعه را هم متهم به الحاد كردهاند تا
هامش
( 1 ) - زمر ، 28
( 2 ) - مؤمنون ، 101
( 3 ) - حجرات ، 13