لطيف هنرى و سنت بسيار كهنى است كه در اين زمينه وجود دارد و اينكه شاعران آثار منثور خود را نيز ، به همهء طرق متصور ، آرايش مىدادند و تاروپودش را با شعر مىپيراستند به حكم تعلق خاطرى بود كه به نظرم در برابر نثر داشتند .
از اين جهت و به علل ديگرى 1 ، در اين فصل ، ناگزير از رعايت ايجاز است و چون هنگام بحث دربارهء هريك از شاعران به آثار منثور آنان نيز اشاره شده ، در اينجا ، بايد فقط به تكميل آن پرداخته و بقيهء آنچه را در ادوار مختلف اين شش قرن پراكنده است نام برد .
دو جنبهء مختلف در سبك : مغلقگويى و سادگى
با ذكر گلستان سعدى و بهارستان جامى و لمعات عراقى و اخلاق الاشراف عبيد زاكانى و جز آنها بهترين آثار نثر زيبا را نام بردهايم . در درجهء اول ، مؤلفانى مورد بحثاند كه هنر و قريحهء خويش را ( مانند حسين واعظ ) بيش از همه در زمينهء نثر زيبا نشان دادهاند ؛ ولى ، در ادوارى كه ذكرش رفت ، كتابهايى هم با موضوعات آموزنده تأليف يافته كه ، صرفنظر از افراط در استعمال لغات عربى در آنها ، سبكشان چنان مصنوع است كه ناگزير بايد آنها را در رديف ابداعات هنرى قرار داد . چنين رغبت و تمايلى در دوران پيش از مغول نيز موجود بود و هر دورهء بعدى ، به سهم خود ، بر تكلفات و صنايع بديعى ، هم در ادبيات محض و هم در ادبيات عملى ، افزود . مع ذلك ، مسير اين تطور به خط مستقيم نبوده ، بلكه كاملا درهمپيچيده است .
تشريح جامع و مدلل اين سير را مديون استاد بزرگ و فراموشنشدنى شعر و ادب كلاسيك و مدرن محمد بهار 2 هستيم . هرچند نمىتوان منكر شد كه سير اصلى در جهت ازدياد تصنع است و البته ، گاهبهگاه ، انحرافاتى نيز پديد مىآيد كه خيلى دامنهدار است ؛ ولى ، با اين همه ، اين تنها سير تحول نيست . سعيد نفيسى 3 نويسندگان متعددى را به تصريح نام مىبرد كه حتى در بحبوحهء رونق تزيينات شاعرانه بهسادگى بيان و پرهيز از حشو و زوايد بيشتر راغباند . پس همواره دو جريان به موازات يكديگر وجود داشت ، و درعينحال ، سبكى كه مدام بر تصنعش مىافزود بر ديگرى كه سادگى را ترجيح مىداد بىتأثير نمىماند . توجه ما معطوف به آثار واقعا شگفتانگيزى ( مثل تاريخ منثور وصاف و يا انوار سهيلى حسين واعظ در زمينهء ادبيات محض ) است كه مورد تحسين قرار گرفت و با به كار بردن مبالغات بيشترى از آنها اقتفا شد ( مانند درهء نادره ميرزا مهدى خان ) « 1 » پژوهندگان مدرن ايرانى با تلويح و تعريض
هامش
( 1 ) . - ص 442 .