12 نثر زيبا و نثرهاى مشابه آن
در سدهء 7 - 12 ه . / 13 - 18 م
در ادبيات فارسى ، تنها ادبيات محض نيست كه بدان نثر زيبا اطلاق مىشود ، بلكه به مرور زمان بخش بزرگى از ادبيات عملى نيز به حكم شيوهء بيانى كه در آن به كار رفته نثر زيبا محسوب مىشود . باتوجه به اين معنى ، شايد چنين تصور شود كه فصل حاضر بسيار مفصل خواهد بود ، خاصه كه آثار منثور از لحاظ كميت مدام رو به افزايش است . لكن ، در راه بسط كلام در اين زمينه محذوراتى بيش از آنچه بتوان ناديده گرفت وجود دارد كه ، از يك سو ، نارسايى ارزشيابىهايى كه تاكنون به عمل آمده و يا ناآشنايى ما با بخش بزرگى از ادبيات محض منثور است ( كه حتى سبكشناسى كلاسيك بهار 2 - 3 نيز با آن روبهروست ) و ، از سوى ديگر ، ضرورت اكتفا كردن به ذكر آثار معدودى از ادبيات آموزنده است كه از هر لحاظ نمونه باشند ؛ زيرا ، اين كتابها با وجود كسوت زيبايى كه بر آنها پوشاندهاند و يا هنرپردازىهايى كه در آنها به كار رفته به حكم محتويات خود ناگزير در عداد كتابهاى علمى منجمله تاريخ ، دين ، اخلاق و تاريخ ادبيات بهشمار است . از آن گذشته ، آثار منثورى كه صرفا جنبهء ادبيات محض داشته باشد فوق العاده كمتر از آثار منظوم بوده ، صرفنظر از چند شاهكار ، هرگز بدان پايهء بلندى كه وجه شاخص اشعار است نرسيد . توجيه اين معنى بسيار ساده است : اديبان زيبايى بيان را فقط هنگامى كامل مىدانستند كه بهصورت شعر باشد و اساس اين نظر ذوق