تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
و سيزده به اوج رسيد . لكن ، از آن پس نيز رو به انحطاط نرفت ، بلكه كمابيش غلبه با آن بود و بر سراسر ادبيات فارسى درى ، و مخصوصا بر شعر ، چنان تأثيرى جاودانى بخشيد كه نتايج آن در زبان و شيوهء تفكر ايرانى تا امروز از ميان نرفته . تصوف ، يعنى « عرفان اسلامى » ، به منزلهء راه‌نمايى است كه غالبا فقط به‌صورت ظاهر قسمت اعظم تراوش‌هاى ادبى قريحهء ايرانى را رهبرى مىكند . نهال اين مكتب چنان بارور شد كه ثمرات پرارزشش در صف مقدم ابداعات بشرى قرار گرفت . ولى ، متأسفانه ، اين عرفان ، درعين‌حال ، چون حجابى مانع درك حقايق بود ، و در نتيجه ، محتواى شعر فارسى را ، دست‌كم به مذاق اروپاييان ، خيلى يك‌جانبه ساخت . امروزه وقوف بر اين معنى كه اصطلاح صوفى ، كه در اصل ورنام اهل تصوف بوده و اينك معرف آنان است ، از كلمهء عربى صوف ، به معناى پشم ، مشتق شده عموميت دارد ( بنا به گفتهء اربرى 1 ، نخستين‌بار در سفرنامهء نيكولاى در پايان سدهء شانزده به اين نكته اشاره شده ) و وجه تسميه‌اش اين است كه نخستين صوفيان لباس پشمى خشن مىپوشيدند ، ولى اين كيفيت نشانهء زهد آنان نبوده ؛ زيرا ، از مراحل اوليه كه بگذريم ، اصولا ماهيت تصوف با زهد سازگار نيست . از اين‌رو ، لازم است كه دست‌كم اشارهء مختصرى به منشأ اين تعاليم و نكات اصلى و سير تحول آن به عمل آيد - تعاليمى كه ، به عقيدهء ماسينيون 2 ، در سايهء آنها اسلام يك آيين بين‌المللى عالم‌گير شده است . لازم به تذكر نيست كه اين نكات از غامض‌ترين مسائل اسلام‌شناسى بوده و تاكنون بسيارى از آن مبهم و مورد بحث و مشاجره باقى مانده است . ذيلا ، به كلياتى كه ذكر آنها از لحاظ تاريخ ادبيات اجتناب‌ناپذير است مىپردازيم . هنوز دوران بنى اميه سپرى نشده بود كه ، در نيم‌كرهء غربى اسلام ، يك نوع تمايل به سير از شريعت و ظاهر دين به حقيقت و باطن آن شروع مىشود و اين امر به منزلهء واكنشى عليه خلفاى دمشق ، كه سخت به دنيا گرويده بودند ، و نيز بر ضد نظام بىروحى كه صرفا متوجه ظواهر است بود و اساس آن ، از يك سو ، بر تنبه بيش از حد از گناه ، و از سوى ديگر ، بر ترس از كيفر استوار بود 3 ، ولى ، به همان اندازه هم جنبهء يك قيام ضد فئودالى طبقات مستمند شهرى را عليه طبقات حاكمه داشت 4 . هرگونه مقاومتى بىنتيجه مىنمود و همين مسئله به نضج و اشاعه و تشديد جنبهء بدبينى اين طريقت سخت كمك كرد 5 . اين نهضت ، به‌طور آشكار ، داراى جنبه‌هاى زهد و بدبينى بود و از سوريه و عراق نشئت كرده به تمام دنياى اسلام سرايت كرد و بيش از همه‌جا در خراسان ، كه در نيمهء اول سدهء 2 ه / 8 م كانون دسايس و تحريكات ضد امويان بود ، با حسن استقبال عامه مواجه شد . در همان زمان كه در سرزمين سوريه