7 تصوف
منشأ و سير تكامل و ايدئولوژى تصوف
تا آنجا كه از بقية البقاياى ناچيز به دست مانده مىتوان استنباط كرد ، در كهنترين اشعار فارسى درى ، نشانهاى از تمايل خاصى به جنبههاى مذهبى و يا حتى اسلام نبود . اين نكته مخصوصا از آنرو شگفتآور است كه در ايرانى ذاتا كشش خاصى به سوى معنويت و روحانيت و تفكرات دينى وجود دارد كه ، البته ، غالبا ، ناشى از فشارهاى اقتصادى و اجتماعى است . آزادانديشى دربار سامانيان و نيز طبقاتى از اجتماع كه با استفاده از اشعار « رزم و بزم » ( به عنوان نشانهء شناسايى ) دور هم گرد مىآمدند در ايجاد اين روحيه مؤثر بود . اين وضع هنگامى شروع به تغيير كرد كه بزرگان ، به تدريج ، از شاعران حرفهاى كه در طبقات پست اجتماع برمىخاستند جدا گشتند . « 1 » در اينجا ، سجيهء خاص ايرانى متجلى شد كه نظر را به امور وراى طور عقل « 2 » معطوف داشت ؛ ولى ، نه از ديدگاه معتقدات قشرى اسلامى ، بلكه در زمينهء افكار تصوف كه در خلال اين احوال در ميان طبقات شهرى ريشه دوانيده بود . اين مسلك ، كه جلوهگاه قريحهء واقعى ايرانى و اساسا بر آزادمنشى استوار است ( نكتهء اخير در خور توجه خاص است ) ، نه تنها پابرجا ماند ، بلكه مدام تقويت هم شد تا اينكه در سدهء دوازده
هامش
( 1 ) . - ص 208 .
( 2 ) .das Irrationale