تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥

1 فرهنگ ايران باستان خاورى

مراحل اوليهء فرهنگ ايران

راجع به مراحل اوليهء ايجاد و تكوين ادبيات ايران نيز ، مانند نوشته‌ها و فرهنگ‌هاى ساير ملت‌هاى هند و اروپايى ، فقط از روى شواهد و قراين مىتوان اظهار نظر كرد ؛ زيرا ، از دورانى كه آرياها در ايران‌زمين سكنا گزيدند و نخستين مراكز فرهنگ و تمدن خود را برپا ساختند هيچ‌گونه مداركى در دست نيست ؛ چنان‌كه ، حتى هندىها هم مدت‌ها پس از استقرار در ميهن تازهء خود فاقد خط بودند . آرياهاى ايرانى نيز ، مانند آنان ، انديشه‌ها و آثار فكرى خود را تنها به حافظه مىسپردند كه ، دهان‌به‌دهان ، از نسلى به نسل ديگر ، منتقل مىشد . ابداعات هنرى ملت ، مانند ترانه‌ها ، گفتارها ، معماها ، اسطوره‌ها ، افسانه‌ها و جز آنها ، نگاشته نمىشد و ، بدين واسطه ، ضمن انتقال سينه‌به‌سينه به نسل‌هاى بعدى ، دستخوش دگرگونى مىگشت . تحول اجتماعيى كه صورت گرفت تبديل شبانى و چادرنشينى به كشاورزى و دام‌پرورى بود كه ، طى سده‌هاى دراز ، به‌صورت نظامى درآمد كه در آن سه طبقهء متمايز به وجود آمدند و عبارت بودند از : روحانيان ، كه اجراى مراسم دينى را عهده‌دار بودند ؛ نجبا ، يعنى امرا و رؤساى قبايل و جنگ‌جويان ؛ و بالاخره روستاييان كه به دامپرورى و كشاورزى اشتغال داشتند . بعدها ، طبقهء پيشه‌وران ( و بازرگانان ) ، كه در اوستا به نام هوتاى « 1 » از آن ياد شده ، به وجود آمد . بردگى و
هامش
( 1 ) .Hutai