پيشگفتار
كتابى كه هدفش معرفى تحول ادبيات ايران - در مورد ما ادبيات فارسى و تاجيكى - ، از ابتدايىترين مراحل آن تا زمان حاضر ، فقط در يك جلد باشد ، نمىتواند از لحاظ كثرت مطالب و تنوع موضوعات با يك اثر چندجلدى همچشمى كند . از آن گذشته ، نظر بر اين است كه از اين بخش ادبيات تحليل جاندارى براى استفادهء تعداد هرچه بيشترى از خوانندگان به عمل بيايد و تنها به برشمردن نامها و ذكر تاريخ روىدادها اكتفا نشود .
كار ما ، علاوه بر پژوهشهايى كه خود راجع به منابع به عمل آوردهايم ، تا آنجا كه ميسر بوده ، متكى بر نتايج بررسىهاى ايرانشناسان روسى ، شوروى و شرقى است ؛ البته ، بدون آن كه به كارهاى خاورشناسان مغرب زمين كوچكترين بىتوجهى روا داشته باشيم . باوجود اين ، صاحبنظران با يك نگاه اجمالى به فهرست مطالب اين كتاب درخواهند يافت كه ما راههاى تازهاى نيز رفتهايم . در مورد معرفى آثار كلاسيك ، كتاب ما عمدتا متوجه ادبيات محض است كه هستهء اصلى آثار و نوشتههاى ايران را تشكيل مىدهد . « 1 » با اين همه ، نتوانستيم بررسى اين قسمت از نوشتهها را يكسره در بوتهء اجمال گذاريم . مؤلف فصل اول اين كتاب مايل است مخصوصا متذكر شود كه منظور از اين فصل صرفا بحث مختصر و مفيدى دربارهء آثار ادبى
هامش
( 1 ) . در مورد نوشتههايى كه جنبهء علمى يا آموزندگى دارد توجه خوانندگان را به پانويس 1 فصل « نثر زيبا و نثرهاى مشابه آن در سده 7 - 12 ه » معطوف مىداريم .