بلكه قوىّ البنيّه و تندرست هم هستند .
بالجمله ، از اين گونه مقالات نوشتهاند و لكن مقام را گنجايش بيش از اين نيست به همين مقدار اكتفا كرده و به اين چند شعر از اوحدى مراغهاى اصفهانى [ 1 ] كلام را ختم مىنماييم :
مى سرخت نمد فروش [ 2 ] كند * بنگ سبزت گليمپوش كند
دل سياهى دهند و رخ زردى * بهل اين سرخ و سبز ، اگر مردى
خوردن آب گرم و سبزهء خشك * خون بسوزاندت چو نافهء مشك
بتپرستى ز مىپرستى به * مردن عاقلان ز مستى به
چند گويى كه : باده غم ببرد ؟ * دين و دنيا ببين كه هم ببرد [ 3 ]
هشتم
: از ابو سهل بلخى روايت شده كه گفت : نوشت مردى خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و از آن حضرت درخواست كرد كه دعا فرمايد بر والدين او ، و مادرش از غلات بود و پدرش مؤمن بود ، توقيع شريف آمد رحم اللّه والدك ، و ديگرى نوشت و درخواست كرد دعا براى والدين خويش و مادرش مؤمنه بود و پدرش ثنوىّ بود ( يعنى خدا را دو مىگفت و قايل به توحيد نبود ) توقيع آمد ، رحم اللّه والدتك و التّاء منقوطة ، يعنى : خدا رحمت كند والدهء تو را ، و والده را ضبط فرمود كه آخرش تاء منقوطه است كه به ياء تحتانيّه خوانده نشود والد يك شود . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] شيخ اوحد الدين اصفهانى شاعر توانا و نكته سنج و عارف و از اصحاب شيخ اوحد الدين كرمانى بوده است . ديوان كامل او با تصحيح امير احمد اشرفى ، در انتشارات پيشرو به چاپ رسيده است .
[ 2 ] در ديوان به جاى فروش : به دوش .
[ 3 ] ديوان كامل اوحدى مراغهاى ، ص 517 - 518 .
[ 4 ] نك : كشف الغمه ، ج 3 ، ص 221 .