تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1899

مساهمون:

ص١٨٩٩
كه از اكابر محدّثين ، و اعاظم علما و زهّاد و عبّاد و صاحب ورع و تقوى است ، و از اصحاب حضرت جواد و هادى عليهم السّلام است و نهايت توسّل و انقطاع به خدمت ايشان داشته و احاديث بسيار از ايشان روايت كرده و من در ذكر اولاد حضرت امام حسن عليه السّلام از اين كتاب و در مفاتيح الجنان مختصرى از حال آن جناب را نگاشتم و در اينجا اكتفا مىكنم به همان حديثى كه مشتمل است بر عرض كردن دينش را بر امام زمانش حضرت هادى عليه السّلام . شيخ صدوق و غير او روايت كرده‌اند از جناب عبد العظيم كه فرمود : وارد شدم بر آقاى خودم حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام ، چون آن حضرت مرا ديد فرمود : مرحبا به تو اى ابو القاسم ، تو ولىّ ما هستى از روى حقيقت . پس عرض كردم خدمت آن جناب كه : اى فرزند رسول اللّه ! صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من مىخواهم كه دين خود را بر شما عرضه دارم پس هرگاه مرضىّ و پسنديده است بر آن ثابت بمانم تا خداوند عزّ و جلّ را ملاقات كنم ، فرمود : بياور اى ابو القاسم . ( يعنى عرض كن دين خود را ) . گفتم : من مىگويم كه : خداوند تبارك و تعالى واحد است و مثلى براى او نيست و از حدّ ابطال و حدّ تشبيه خارج است و جسم و صورت و عرض و جوهر نيست ، بلكه پديدآورندهء اجسام و صورت‌ها و خلق كنندهء عرض‌ها و جوهرها است ، و پروردگار و مالك هر چيزى است و هر چيزى را جعل و احداث كرده . و مىگويم من كه : محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و رسول او و خاتم پيغمبران است و بعد از آن پيغمبرى نخواهد بود تا روز قيامت ، و شريعت آن حضرت آخر همه شرايع است و شريعتى نيست بعد از آن تا روز قيامت . و مىگويم من كه : امام و خليفه و ولىّ امر بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام است ، و بعد از آن حضرت حسن ، بعد از آن حسين ، بعد علىّ بن الحسين ، بعد محمّد بن علىّ ، بعد جعفر بن محمّد ، بعد موسى بن جعفر ، بعد علىّ بن موسى ، بعد محمّد بن علىّ عليهم السّلام . بعد از اين بزرگواران تويى اى مولاى من . پس امام علىّ نقى عليه السّلام به جناب عبد العظيم فرمود : بعد از من حسن پسر من
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1899 | الشيخ عباس القمي