متوكّل امر كرد او را حبس كردند و ارادهء كشتن او را داشت ، اين خبر به على بن جعفر رسيد ، از محبس نوشت براى حضرت هادى عليه السّلام كه شما را به خدا در حال من نظرى فرما به خدا قسم مىترسم شكّ كنم .
حضرت وعده فرمود كه دعا خواهم كرد براى تو در شب جمعه ، پس آن حضرت دعا كرد ، صبح آن روز متوكّل تب كرد و تب او شدّت كرد تا روز دوشنبه كه بانگ و شيون براى او بلند شد ، پس امر كرد كه زندانيان را يك يك رها كنند و خصوص آن را بعينه ذكر كرد او را رها كنند و امر نمود از او استحلال جويند پس رها شد و به امر آن حضرت به مكّه رفت و مجاور آنجا شد و متوكّل مرضش بهبودى حاصل كرد . [ 1 ]
ششم : ابن السكيت
بن يعقوب بن اسحاق اهوازى شيعى : [ 2 ] يكى از ائمّه لغت ، و حامل لواى علم عربيّت و ادب و شعر و صاحب اصلاح المنطق ، [ 3 ] و از خواصّ امام محمّد تقى و امام على نقى عليهما السّلام است و ثقه و جليل است . و در سنهء دويست و چهل و چهار متوكّل او را به قتل رسانيد . و سببش آن بود كه او مؤدّب اولاد متوكّل بود ، روزى متوكّل از وى پرسيد كه : دو پسر من معتزّ و مؤيّد نزد تو بهتر است يا حسن و حسين ؟ ابن السكيت شروع كرد به نقل فضايل حسنين عليهما السّلام ، متوكّل امر كرد به غلامان ترك خود تا او را در زير پاى خود افكندند و شكمش را بماليدند پس او را به خانهاش بردند ، در فرادى آن روز وفات كرد .
و به قولى در جواب متوكّل گفت كه : قنبر خادم على عليه السّلام بهتر است از تو و دو
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 866 با اختلاف اندك .
[ 2 ] براى اطلاع بيشتر دربارهء او نك : رجال نجاشى ، ص 349 ؛ خلاصة الاقوال ، ص 90 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 309 ، ( در الكنى و سفينه : يعقوب نام اين سكيت ذكر شده است و ظاهرا اين صحيح است ) ؛ معجم الادباء ج 20 ، ص 50 ؛ تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 273 ؛ وفيات الاعيان ، ج 5 ، ص 438 ؛ بغية الوعاة ، ص 416 ؛ كامل التواريخ ، ج 7 ، ص 91 .
[ 3 ] در بيروت و مشهد ( آستان قدس ) چاپ شده است .