است كه از غايت شرافت ذات و نفاست گوهر مستغنى از مدح اين ذرّهء احقر است .
فتى لا يحبّ الزّاد الّا من التّقى * و لا يبتغى الخلّان الّا ذوى الفضل
نكرده بهر رضاى حق و تتبّع علم * نه چشم سوى غزال و نه گوش سوى غزل
منّ اللّه تعالى علينا به طول بقائه و رزقنى مرّة اخرى شرف لقائه ، ( انتهى ) . [ 1 ]
و بعضى از متتبّعين گفته كه مير جعفر مذكور پسرى داشته مسمّى به مير محمّد زمان و او نيز از علما بوده و شرحى بر قواعد نوشته ، وفات كرده در سنهء هزار و چهل و يك و مير محمّد زمان را پسرى بوده مسمّى به مير محمّد حسن ، و او نيز از علما بوده ، و سيّد محسن را پسرى ديگر بوده موسوم به مير محمّد مهدى و او نيز از علما بوده و او را شيخ على كركى در وقت رفتنش به طرف كاشان در قم اجازه داده در سنه نهصد و سى و شش ، و چنين معلوم مىشود كه قبر شريف آن سيّد جليل در قم در تكيهاى است نزديك به صحن شريف حضرت معصومه عليها السّلام و مشهور است آن تكيه اليوم به محمديه و در آنجا بقعهاى است و آن بزرگوار در آن بقعه مدفون مىباشد .
( فقير گويد كه ) : آن بقعه مشهور است به محمّديه ، و آن تكيه معروف است به حسينيّه و در كوچهء حرم واقع است نزديك صحن جديد و گفته كه منسوب است به اين سيّد بزرگوار ، سيّد اجلّ آقا سيّد صدر الدّين بن ميرزا محمّد باقر رضوى قمى شارح وافيه و برادرش ميرزا محمّد ابراهيم بن ميرزا محمّد باقر رضوى كه از علما بوده و در همدان ساكن بوده الى غير ذلك ، ( انتهى ) .
و بدان نيز كه منتهى مىشود به موسى مبرقع ، نسب سيّد جليل مير محمّد بديع خادم رضوى رحمه اللّه چنان كه سيّد ضامن مدنى در تحفه گفته : محمّد بديع بن ابى طالب بن ابى القاسم ، بن محمّد ، بن غياث الدّين عزيز ، بن شمس الدّين محمّد ، بن محمود ، بن محمّد ، بن مير هادى حسن ، بن علىّ ، بن ابى الفتوح ، بن عيسى ، بن محمّد ، بن ابى محمّد جعفر ، بن ابى جعفر علىّ ، بن ابى على محمّد ، بن ابى احمد
هامش
[ 1 ] مجالس ، ج 1 ، ص 518 .