تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1817

مساهمون:

ص١٨١٧
موسى [ 1 ] الأبرش ، بن ابى على محمّد الأعرج ، بن احمد بن موسى المبرقع ، سيّدى بود صاحب مروّت و شهامت و رفعت و رياست و عظمت و جلالت و جمّ المحاسن بود و با ما مودّت و صداقت داشت و من هديّه كردم به سوى او كتاب حقوق و مواريث تأليف عزّ الدّين عمر بن تاج الدّين محمّد فقيه حسينى . و اين محمّد بديع والى امر بود در مشهد مقدّس رضوى و بر او بود رجوع اعيان امجاد و زوّار و قصّاد . و او بود مرجع اهل بلاد پس منصب او را دادند به پسرش غياث الدّين و او والى اوقاف حضرت امام رضا عليه السّلام گرديد به امر شاه عبّاس بن شاه صفى ، پس مشغول گرديد به نفس نفيس خود به تعمير خرابىها و تمام كرد آن‌ها را و احداث كرد عماراتى براى غلّات و نحو آن‌ها ، و پدرش ابو طالب سيّدى بود جليل القدر ، وجيه ، رئيس ، جمّ المحاسن ، صاحب مروّت عاليه و خيرات جاريه ، مقصد و ملجأ مردم بود . خدمت داشت در حرم حضرت امام رضا عليه السّلام از جانب شاه عبّاس بن شاه خدا بنده . شاه عبّاس خواست دختر او را تزويج كند عذر آورد و تزويج كرد او را به پسر عمش مير حسن . [ 2 ] آنگاه سيّد ضامن فرموده كه : مير حسن بن ولىّ اللّه بن هدايت اللّه بن مراد بن نعمت اللّه مشهور بود به مير حسن قاينى ديدم او را به مشهد مقدّس رضوى در ماه ذى الحجّه سنه هزار و پنجاه و دو ، و او مردى بود عالم ، فاضل ، كامل ، مدرّس ، محقّق ، مدقّق [ 3 ] و پسر عمويش محمّد ابراهيم بن حسين بن نعمت اللّه بن هدايت اللّه سيّدى بود جليل القدر ، عظيم الشأن ، رفيع المنزلة ، عالم ، فاضل ، كامل ، شيخ الاسلام بود در قايين پس توجّه فرمود به هند و مدّتى در هند بود پس در سنهء هزار و شصت و يك به مكّهء مشرّفه رفت و در آنجا وفات كرد . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] ابى احمد موسى الأبرش در اينجا ظاهرا اشتباه است و صحيح ابى عبد اللّه احمد بن ابى على محمّد الأعرج است . مؤلّف رحمه اللّه . [ 2 ] تحفة الازهار ، ج 3 ، ص 435 - 436 . [ 3 ] همان ، ص 439 . [ 4 ] همان ، ص 439 .