فرمود : بس است در دغلى و ناراستى مرد آن كه امين خيانتكاران باشد .
هشتم
: روايت شده كه شخصى به آن حضرت عرض كرد : مرا وصيّت فرما .
فرمود : قبول مىكنى ؟
عرض كرد : آرى .
فرمود : فقر را بالين خود گردان و دست به گردن فقر در آور و ترك كن شهوات را و مخالفت كن با هوى و خواهش دل ، و بدان كه تو هميشه در مربى و منظر حقّ تعالى مىباشى پس ببين خود را چگونه مىباشى . [ 1 ]
نهم
: قال عليه السّلام : المؤمن يحتاج الى ثلاث خصال : توفيق من اللّه ، و واعظة من نفسه ، و قبول ممّن ينصحه . [ 2 ]
فرمود : مؤمن محتاج است به سه خصلت : توفيق از حقّ تعالى ، و واعظى از نفس خود كه پيوسته او را موعظه كند ، و قبول كند از آن كه او را نصيحت كند .
دهم
: فرمود : دشمنى مكن با احدى تا آن كه بشناسى آنچه ما بين او و بين خداوند تعالى است ، پس اگر نيكوكار و محسن است واگذار و تسليم نخواهد كرد او را به سوى تو ، و اگر بد كار است همان دانستن تو اين را ، كافى است تو را ، پس دشمنى مكن با او [ 3 ] ( يعنى همان پاداش و عوضى كه به مقابل بدى او از حقّ تعالى به او مىرسد تو را بس است براى دشمنى با او ) .
يازدهم
: قال عليه السّلام : القصد الى اللّه تعالى بالقلوب أبلغ من اتعاب الجوارح بالأعمال . [ 4 ]
فرمود آن حضرت : آهنگ نمودن به سوى حقّ تعالى به دلها ، رسانندهتر از به رنج در آوردن اعضا و جوارح را به اعمال .
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 358 به نقل از تحف ، ص 239 .
[ 2 ] تحف العقول ، ص 339 و 340 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 358 .
[ 3 ] بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 365 .
[ 4 ] بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 364 .