پس حضرت سؤال كرد مرا از او و ترحّم فرمود بر او ، ( يعنى فرمود : رحمه اللّه ) و لم يزل يحدّثنى و احدّثه حتّى طلع الفجر ، فقام عليه السّلام فصلّى الفجر ، و پيوسته سخن مىگفت با من و من سخن مىگفتم با او تا صبح طلوع كرد پس حضرت برخاست و نماز فجر گزاشت . [ 1 ]
( مؤلّف گويد كه ) : ظاهر اين روايت آن است كه آن شب را حضرت تا صبح بيدار بودند و با زكريّا سخن مىفرمودند پس بايد آن سخنان مطالب خيلى مهمّه باشد و آن نيست جز مذاكرهء علوم و اسرار چنان كه در حال حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با سلمان رضى اللّه عنه ، قريب به همين نقل شده :
روى ابن ابى الحديد عن الاستيعاب قال : قد روينا عن عائشة قالت : كان لسلمان - رضى اللّه تعالى عنه - مجلس من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يتفرّد به فى اللّيل حتّى كاد يغلبنا على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . [ 2 ]
بلكه از ظاهر روايت در مىآيد كه حضرت رضا عليه السّلام آن شب را به نوافل ليليّه اشتغال پيدا نكردند ، و اين نبود مگر به واسطهء آن كه اشتغال داشتهاند به چيزى كه افضل بوده و آن مذاكره علم است .
شيخ صدوق در آن مجلسى كه املا فرموده بر مشايخ از مذهب اماميّه فرموده : و كسى كه احيا بدارد شب بيست و يكم و بيست و سيّم ماه رمضان را به مذاكرهء علم پس او افضل است . [ 3 ]
و بالجمله ، قبر او در وسط قبرستان قم در محوّطهء معروفه به شيخان كبير معروف است ، و در جوار او است قبر پسر عمّش زكريّا بن ادريس بن عبد اللّه بن سعد اشعرى قمى معروف به ابو جرير ( به ضمّ جيم ) كه از اصحاب حضرت صادق و حضرت امام موسى و حضرت رضا عليهم السّلام و صاحب منزلت بوده نزد امام رضا عليه السّلام ،
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 873 .
[ 2 ] الاستيعاب ، ج 2 ، ص 59 .
[ 3 ] نك : مفاتيح الجنان ، ص 222 ، در شب قدر ، ص 93 - 95 مطالبى در اين خصوص آوردهايم .