تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
انتقال فرموده و پنهان گرديد .

[ انتقال مسلم از خانهء مختار و پناهنده شدن به هانى ]

و به روايت طبرى و ابو الفرج چون مسلم داخل باب خانهء هانى شد ، پيغام فرستاد براى او كه بيرون بيا ، مرا با تو كارى است . چون هانى بيرون آمد ، مسلم فرمود كه : من به نزد تو آمده‌ام كه مرا پناه دهى و ميهمان خود گردانى . هانى پاسخش داد كه مرا به امر سختى تكليف كردى و اگر نبود ملاحظهء آن كه داخل خانهء من شدى و اعتماد بر من نمودى دوست مىداشتم كه از من منصرف شوى ، لكن الحال غيرت من نگذارد كه تو را از دست دهم و تو را از خانهء خويش بيرون كنم داخل شو ، پس مسلم داخل خانهء هانى شد . « 1 »

[ جاسوس معقل ]

و به روايت سابقه چون مسلم داخل خانهء هانى شد ، شيعيان در پنهانى به خدمت آن جناب مىرفتند و با او بيعت مىكردند و از هر كه بيعت مىگرفت او را سوگند مىداد كه افشاى راز ننمايد ، و پيوسته كار بدين منوال بود تا آن كه به روايت ابن شهر آشوب « 2 » بيست و پنج هزار تن با او بيعت كردند : و ابن زياد نمىدانست كه مسلم در كجا است و بدين جهت جاسوس قرار داده بود كه بر احوال مسلم اطّلاع يابند ، تا آن كه به تدبير و حيل به واسطهء غلام خود معقل مطّلع شد كه آن جناب در خانهء هانى است . و معقل هر روز به خدمت مسلم مىرفت و بر خفاياى احوال شيعيان آگهى مىيافت و به ابن زياد خبر مىداد و چون هانى از عبيد اللّه بن زياد متوهّم بود تمارض نمود و به بهانهء بيمارى به مجلس ابن زياد حاضر نمىشد .
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 269 . ( 2 ) مناقب ، ج 4 ، ص 91 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 723 | الشيخ عباس القمي