تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
اينك به سوى شما فرستادم برادر و پسر عمّ و ثقهء اهل بيت خويش مسلم بن عقيل را ، پس اگر بنويسد به سوى من كه مجتمع شده است رأى عقلاء و دانايان و اشراف شما بر آنچه در نامه‌ها درج كرده بوديد ، همانا من به زودى به سوى شما خواهم آمد ، ان شاء اللّه ، پس قسم به جان خودم كه امام نيست مگر آن كسى كه حكم كند در ميان مردم به كتاب خدا ، و قيام نمايد در ميان مردم به عدالت ، و قدم از جادّهء شريعت مقدّسه بيرون نگذارد و مردم را بر دين حقّ مستقيم دارد ، و السّلام . « 1 » پس مسلم بن عقيل پسر عمّ خويش را كه به وفور عقل و علم و تدبير و صلاح سداد و شجاعت ممتاز بود ، طلبيد و براى بيعت گرفتن از اهل كوفه با قيس بن مسهر صيداوى و عمارة بن عبد اللّه سلولى و عبد الرّحمن بن عبد اللّه ارحبى متوجّه آن صوب گردانيد و امر كرد او را به تقوى و پرهيزكارى و كتمان امر خويش از مخالفان و حسن تدبير و لطف و مدارا و فرمود كه : اگر اهل كوفه بر بيعت من اتّفاق نمايند ، حقيقت حال را براى من بنويس ، پس مسلم آن حضرت را وداع كرده از مكّه بيرون شد . « 2 »

[ نامه به اهل بصره ]

سيّد ابن طاووس و شيخ ابن نما و ديگران نوشته‌اند كه حضرت امام حسين عليه السّلام نامه نوشت به مشايخ و اشراف بصره كه از جمله احنف بن قيس و منذر بن جارود و يزيد بن مسعود نهشلى و قيس بن هيثم ( به تقديم ياء مثنّاة برثاء مثلّثه ) بودند ، بدين مضمون : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اين نامه‌اى است از حسين بن علىّ بن ابى طالب . امّا بعد : همانا خداوند تبارك و تعالى محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به نبوّت و رسالت
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 44 ، ص 334 ، به نقل از الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 35 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 97 . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 44 ، ص 330 به نقل از الارشاد .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 713 | الشيخ عباس القمي