تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢

فصل سوم : در بيان فرستادن آن حضرت ، سيّد جليل ، مسلم بن عقيل را به جانب كوفه و فرستادن نامه‌اى با رسول ديگر به اشراف بصره

چون رسل و رسائل كوفيان بىوفا از حدّ گذشت ، تا آن كه دوازده هزار نامه نزد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام جمع شد ، لاجرم آن جناب نامه‌اى به اين مضمون در جواب آن‌ها نگاشت :

[ پاسخ امام عليه السّلام به نامه‌هاى دعوت ]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اين نامه‌اى است از حسين بن على به سوى گروه مسلمانان و يا مؤمنان كوفيان . امّا بعد : بدرستى كه هانى « 1 » و سعيد « 2 » آخر كس بودند از فرستادگان شما برسيدند و مكاتيب شما را برسانيدند بعد از آن كه رسولان بسيار و نامه‌هاى بىشمار از شماها به من رسيده بود ، و بر مضامين همهء آن‌ها اطلاع يافتم ، و حاصل جميع آن‌ها اين بود : كه ما امامى نداريم ، به زودى به نزد ما بيا ، شايد كه حقّ تعالى ما را به بركت تو بر حقّ و هدايت مجتمع گرداند .
هامش
( 1 ) دربارهء هانى بن هانى همدانى كوفى نك : تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 22 . ( 2 ) دربارهء او نك : تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 419 و 353 ؛ انصار الحسين ، ص 90 - 91 ؛ بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 21 و 26 و 27 ؛ رجال شيخ ، ص 101 ؛ ابصار العين ، ص 216 .