تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
بيعت خواهيم كرد ، و در يارى او با دشمنانش جان‌فشانىها به ظهور خواهيم رسانيد . پس كاغذى به اسم سليمان بن صرد « 1 » و مسيّب بن نجبه « 2 » ( به نون و جيم و باء مفتوحات . قاله ابن الاثير ) و رفاعة بن شدّاد بجلى « 3 » ( بجيلة : كحنيفة ، قبيلة و النسبة بجلى كحنفىّ ) و حبيب بن مظاهر رحمة اللّه « 4 » و ساير شيعيان به سوى او نوشتند و در آن نامه بعد از حمد و ثنا بيان هلاكت معاويه ، درج كردند كه يا بن رسول اللّه ! ما در اين وقت امام و پيشوايى نداريم به سوى ما توجّه نما و به شهر ما قدم رنجه فرما تا آن كه شايد از بركت جناب شما حقّ تعالى حقّ را بر ما ظاهر گرداند . و نعمان بن بشير « 5 » حاكم كوفه در قصر الأماره در نهايت ذلّت نشسته و خود را امير جماعت دانسته لكن ما او را امير نمىدانيم و به امارت نمىخوانيم و به نماز جمعهء او حاضر نمىشويم و در عيد با او به جهت نماز بيرون نمىرويم ، و اگر خبر به ما رسد كه حضرت تو متوجّه اين صوب گرديده ، او را از كوفه بيرون مىكنيم تا به اهل شام ملحق گردد و السّلام . پس آن نامه را با عبد اللّه بن مسمع همدانى و عبد اللّه بن وال به خدمت آن زبدهء اهل بيت عصمت و جلال فرستادند و مبالغه كردند كه ايشان آن نامه را نهايت سرعت به خدمت آن حضرت برسانند ، پس ايشان به قدم عجل و شتاب راه درنورديدند تا دهم ماه رمضان به مكّهء معظّمه رسيدند و نامهء كوفيان را به خدمت آن امام معظّم رسانيدند . مردم كوفه بعد از دو روز از فرستادن آن قاصدان ، قيس بن مسهر صيداوى و عبد اللّه بن شدّاد و عمارة بن عبد اللّه سلولى را به سوى آن حضرت فرستادند با
هامش
( 1 ) دربارهء او نك : الاعلام ، ج 36 ، ص 127 ؛ الاصابة ، ترجمه شماره 3450 . ( 2 ) دربارهء او نك : الاعلام ، ج 7 ، ص 225 ؛ الاصابة ، ترجمه ش 8424 . ( 3 ) دربارهء او نك : الاعلام ، ج 3 ، ص 29 ؛ الكامل فى التاريخ ، حوادث سال 66 . ( 4 ) دربارهء او نك : الاعلام ، ج 2 ، ص 166 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 352 . ( 5 ) دربارهء او نك : الاصابة ، ترجمه شماره 8730 ؛ الاعلام ، ج 8 ، ص 36 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 710 | الشيخ عباس القمي