[ ملاقات هواداران و شخصيتها با امام عليه السّلام ]
و بالجمله ، چون اهل مكّه و جمعى كه از اطراف به عمره آمده بودند خبر قدوم مسرّت لزوم حضرت حسين عليه السّلام را شنيدند ، به خدمت آن جناب مبادرت نمودند و هر صبح و شام به ملازمت آن حضرت مىشتافتند . و عبد اللّه بن زبير در آن وقت رحل اقامت به مكّه افكنده بود و ملازمت كعبه نموده بود و پيوسته براى فريب دادن مردم در جانب كعبه ايستاده مشغول به نماز بود و اكثر روزها بلكه در هر دو روز يكدفعه به خدمت آن حضرت مىرسيد ، و لكن بودن آن حضرت در مكّه بر او گران مىنمود زيرا مىدانست كه تا آن حضرت در مكّه است كسى از اهل حجاز با او بيعت نخواهد كرد .
[ نامههاى مردم كوفه به امام عليه السّلام ]
و چون خبر وفات معاويه به كوفه رسيد و كوفيان از فوت او مطّلع شدند و خبر امتناع امام حسين عليه السّلام و ابن زبير از بيعت يزيد و رفتن ايشان به مكّه به آنها رسيد ، شيعيان كوفه در منزل سليمان بن صرد خزاعى جمع شدند و حمد و ثناى الهى ادا كردند و در باب فوت معاويه و بيعت يزيد سخن گفتند ، سليمان گفت : كه اى جماعت شيعه ! همانا بدانيد كه معاويهء ستمكاره رخت بر بست و يزيد شراب خوار به جاى او نشست و حضرت امام حسين عليه السّلام سر از بيعت او برتافت و به جانب مكّهء معظّمه شتافت و شما شيعيان او ، و از پيش شيعهء پدر بزرگوار او بودهايد ، پس اگر مىدانيد كه او را يارى خواهيد كرد و با دشمنان او جهاد خواهيد نمود ، نامه به سوى او نويسيد و او را طلب نماييد ، و اگر ضعف و جبن بر شما غالب است و در يارى او سستى خواهيد ورزيد و آنچه شرط نيك خواهى و متابعت است به عمل نخواهيد آورد او را فريب ندهيد و در مهلكهاش نيفكنيد .
ايشان گفتند كه : اگر حضرت او به سوى ما بيايد همگى به دست ارادت با او